سرودهای نشاطانگیز از «صدا و سیما» شنیده میشد.
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
آب زنید راه را، هین که نگار میرسد
✵مژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- بیان: تشبیه آمدن مهمان به آمدن بهار
کمکم به آن روز نزدیک میشدیم. در مدرسه قرار گذاشتیم که برای استقبال برویم. بچهها خوشحال و بیقرار بودند؛ هر یک از ما لحظهشماری میکرد که روز استقبال کی میرسد؟!
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
بالاخره آن روز رسید. شب قبل، آنقدر هیجانزده بودم که نمیدانم چطور خوابیدم؛ فقط به فردا و انبوه جمعیت فکر میکردم.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- جمعیت: مجموع، جمع
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- شب ↔ روز
✍️ نکات املایی
صبح آن روز، زودتر از همیشه با شنیدن صدای جیک جیک گنجشکان از خواب بیدار شدم. لحظهای فکر کردم؛ مثل اینکه گنجشکان هم آمدن این مهمان عزیز را جشن گرفتهاند.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- فکر: افکار، متفکر
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- خواب ↔ بیدار
✍️ نکات املایی
خوشحال و با نشاط به حیاط رفتم. نسیم خنک و ملایم بامدادی، دستی به صورتم کشید، خنکی هوای صبح را با تمام وجود حس کردم. کمی به تماشای جنبش گنجشکها در لابهلای شاخهها، خیره شدم.
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- بیان: نسیم دستی به صورتم کشید
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.