علّامه محمّدتقی جعفری، از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود. همراه دایی و برادرش به دامن طبیعت میرفت. طبیعت را دوست داشت و میکوشید از زیباییهای آن لذّت ببرد. او، گاه دقایقی طولانی به یک گل خیره میشد و نشاط عجیبی احساس میکرد. گاهی وقتها برای شنیدن صدای پرندگان، روی تخته سنگی دراز میکشید و چشمهایش را میبست و به آواز آنها که با صدای رودخانه در هم میآمیخت، گوش میسپرد.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- طبیعت: طبع، طبیعی
- عجیب: عجایب، تعجب
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- نشاط ↔ غم، اندوه
- دقیق ↔ بیدقت، سرسری
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- تشخیص: «دامن طبیعت»: طبیعت به انسانی تشبیه شده که دامن دارد (اضافه استعاری).
از تلخترین خاطرات روزهای کودکی او، دیدن کسانی بود که با تیرکمان به صید پرندهها میپرداختند. او از صید گنجشکی کوچک با تیرکمان، احساس بیزاری و تنفّر میکرد. وقتی در حیاط مدرسه میشنید که همکلاسیهایش با هیجان از شکار پرندهای حرف میزنند، با ناراحتی از آنها دور میشد. او شیفتۀ طبیعت بود و از اینکه کسانی با خشونت سعی میکردند طبیعت زیبا و آرام را بر هم بزنند، رنج میبرد.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- صید: صیاد
- تنفّر: متنفّر، نفرت
- طبیعت: طبع، طبیعی
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- تلخ ↔ شیرین
- بیزاری ↔ اشتیاق، علاقه
- شیفته ↔ متنفر
- خشونت ↔ لطافت، نرمی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- تضاد: تضاد بین «خشونت» و «آرام» در متن دیده میشود.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.