که دختری باهوش بود، پدر و مادرش از این دسته بودند و چنان سرگرم زندگی خود بودند که متوجه زیرکی دخترشان نشده بودند… او دلش برای خواندن کتاب پر میزد… (ماتیلدا، با تلخیص و اندکی تغییر)
معلم به اینجای داستان که رسید، کتاب را بست و بلند شد و گفت: اکنون این بخش از رمان را در اختیار گروهها میگذارم تا دربارهی آن گفتوگو کنند.
معلم برگههای چاپشده را بین گروهها تقسیم کرد؛ سپس گفت: اول بگویید این متن چند بند دارد.
تقریباً همهی کلاس جواب دادند: چهار بند.
معلم گفت: حالا به هر بند، بهطور جداگانه، نگاه کنید و به این پرسشها فکر کنید:
- آیا در هر بند، موضوع خاصی مطرح شده است؟
- جملهی آغازین هر بند چه فرقی با جملههای بعدی دارد؟
- بین موضوع هر بند با موضوع بندهای دیگر چه ارتباطی هست؟
دانشآموزان مشغول بررسی و گفتوگو شدند. معلم به هر گروه سر میزد و سعی میکرد آنها را در ارتباط با موضوع بحث راهنمایی کند. بعد از بهپایانآمدن فرصت، معلم به دانشآموزان گفت: حالا به چند نکته توجه کنید:
برای آن که بخشهای مختلف نوشتهی شما ارتباط محکمی با هم داشته باشند، باید اجزا و ساختار بند را بیشتر بشناسید.
🔶 هر بند دو قسمت دارد: جملهی موضوع، جملههای کاملکننده.
هر بند خودش یک موضوع دارد که، در عین استقلال، با موضوع بندهای دیگر هم ارتباط دارد. برای نوشتن یک بند، فکر یا موضوع آن بند را در جملهای بیان میکنیم. به این جمله «جملهی موضوع» میگویند. جملهی موضوع، معمولاً، در آغاز بند نوشته میشود. بعد از جملهی موضوع که جملهی اصلی بند است، چند جملهی دیگر میآید؛ این جملهها همان «جملههای کاملکننده» هستند. این جملهها برای تأیید، توضیح و یا برای روشنترکردن مقصود جملهی موضوع نوشته میشوند و کاملکنندهی معنای آن هستند.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.