چنگیز همکلاسی خود حمید را مسخره میکند. او اخلاق تندی دارد. معلوم نیست که چرا هر روز، این رفتار خود را ادامه میدهد. حمید حرفی نمیزند؛ زیرا میترسد که دعوایی اتفاق بیفتد، او نمیداند با این مشکل چگونه برخورد کند.
تیمور بچّهٔ بیادبی است. کارهایش عجیب و غریب است. هر کسی با او دوست میشود، حتماً برایش مشکلی بهوجود میآید. با انسانهای خوبی هم رفت و آمد نمیکند. یک روز به کامران سیگاری را تعارف کرد؛ کامران قبول نکرد. تیمور گفت: «بچه ننه از مامانت میترسی، بیا سیگار بکش و کیف کن». کامران گفت: «از مامانم نمیترسم. از بیعقلی تو میترسم که حتی به سلامتی خودت هم فکر نمیکنی!»
نکته مهم:
به روشها و شیوههایی که انسانها در موقعیتهای مختلف در ارتباط با دیگران از خود نشان میدهند، <strong>شیوههای ارتباطی</strong> یا <strong>شیوههای رفتاری</strong> میگویند. شیوههای رفتاری ممکن است منطقی، مؤدبانه، تهاجمی، پرخاشگرانه، منفعلانه و یا قاطعانه باشد.
رفتارهای سارا، فرهاد، سودابه، چنگیز و تیمور هرکدام یک شیوهٔ رفتاری است که آنها در موقعیتهای مختلف از خود نشان میدهند. رفتار ما با دیگران بستگی به موقعیتی دارد که ما در آن قرار گرفتهایم؛ اما در هر حال رفتار باید انسانی باشد.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.