صفحه ۳۱ فارسی چهارم

پسر پرسید: «همان که چشم چپش کور بود؛ پای راستش می‌لنگید و بار گندم می‌برد؟» مرد، خوشحال شد و گفت: «نشانی‌هایش درست است. آن را کجا دیدی؟»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    پسر با دادن مشخصات دقیق الاغ (کوری چشم چپ، لنگیدن پای راست و بار گندم)، به مرد پاسخ داد.

  • معنی ۲

    مرد با شنیدن نشانی‌های صحیح الاغش از زبان پسر، خوشحال شد و از او پرسید که کجا آن را دیده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    پسر چنان با جزئیات از الاغ صحبت کرد که مرد مطمئن شد او الاغ را دیده و با خوشحالی از او محل الاغ را پرسید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    پسر به جای جواب دادن، با پرسیدن چند سؤال دقیق درباره‌ی ظاهر و بار الاغ، مرد را شگفت‌زده و خوشحال کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    مرد با شنیدن توصیفات درست پسر، گمان کرد که او الاغش را پیدا کرده و با امیدواری از او سؤال کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • می‌لنگید: لنگ‌لنگان راه می‌رفت، یک پایش مشکل داشت.
  • نشانی: علامت، مشخصه.

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • چپراست
  • درستنادرست
  • خوشحالناراحت

✍️ نکات املایی

  • چپش
  • می‌لنگید
  • نشانی‌هایش

پسر جواب داد: «من، الاغی ندیدم.» مرد، خشمگین شد و پسر را پیش حاکم برد.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    با کمال تعجب، پسر گفت که اصلاً الاغی را ندیده است و این پاسخ، مرد را بسیار عصبانی کرد.

  • معنی ۲

    مرد که فکر می‌کرد پسر او را مسخره می‌کند یا دزد است، خشمگین شد و برای قضاوت او را نزد حاکم برد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    جواب غیرمنتظره‌ی پسر («من الاغی ندیدم»)، باعث عصبانیت مرد شد و او را به این فکر انداخت که پسر را به نزد حاکم ببرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    مرد از تناقض بین حرف‌های پسر (دانستن نشانه‌ها و ندیدن الاغ) عصبانی شد و برای شکایت، او را پیش حاکم برد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    [نقطه اوج داستان]: پاسخ متناقض پسر، مرد را خشمگین کرد و باعث شد او را برای داوری نزد حاکم شهر ببرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • خشمگین: عصبانی، غضبناک.
  • حاکم: فرمانروا، قاضی شهر.

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • خشمگین: خشم
  • حاکم: حکومت، محکوم

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • خشمگینآرام

✍️ نکات املایی

  • الاغی
  • خشمگین
  • حاکم

حاکم گفت: «پسر جان! اگر تو الاغ را ندیده‌ای، چطور نشانی‌هایش را دادی؟» پسر گفت: «من فقط خوب نگاه کردم و به آنچه دیدم، کمی اندیشیدم. سر راهم رد پای الاغی را دیدم که جای پای راستش کمتر از جای پای چپش گود افتاده بود. فهمیدم پای راست الاغی که از اینجا گذشته لنگ بوده است.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    حاکم با منطق از پسر پرسید که چگونه بدون دیدن الاغ، مشخصاتش را می‌دانسته است.

  • معنی ۲

    پسر در پاسخ به حاکم توضیح داد که با دقت در نشانه‌ها و فکر کردن درباره‌ی آن‌ها، به این نتایج رسیده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    پسر اولین استدلال خود را بیان کرد: از تفاوت در عمق رد پاها فهمیده بود که پای راست الاغ لنگ می‌زده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    پاسخ پسر به حاکم این بود که او از قدرت مشاهده و تفکر خود استفاده کرده؛ برای مثال، از رد پای الاغ به لنگ بودنش پی برده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    پسر شروع به توضیح روش خود کرد: با مشاهده دقیق رد پاها و اندیشیدن درباره‌ی دلیل کم‌عمق بودن یکی از آن‌ها، لنگ بودن الاغ را حدس زده بود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • اندیشیدم: فکر کردم.
  • رد پا: جای پا، اثری که پا روی زمین می‌گذارد.
  • گود: فرورفته.

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • اندیشیدم: اندیشه، اندیشمند

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • کمتربیشتر
  • راستچپ

✍️ نکات املایی

  • چطور
  • اندیشیدم
  • گود

علف‌های سمت راست جاده خورده شده بود؛ اما علف‌های طرف چپ دست‌نخورده مانده بود. از اینجا فهمیدم که الاغ علف‌های سمت چپ را ندیده است. به همین دلیل حدس زدم، چشم چپش کور بوده است. از دانه‌های گندمی هم که روی زمین ریخته بود، فهمیدم بارش گندم بوده است.»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    پسر استدلال دوم خود را توضیح داد: چون فقط علف‌های سمت راست جاده خورده شده بود، نتیجه گرفت که چشم چپ الاغ کور است.

  • معنی ۲

    پسر ادامه داد: با مشاهده‌ی علف‌های خورده شده در یک سمت جاده، به کوری چشم دیگر الاغ پی بردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    او همچنین توضیح داد که با دیدن دانه‌های گندم روی زمین، نوع بار الاغ را تشخیص داده بود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    پسر به حاکم نشان داد که چگونه با استفاده از سه نشانه (رد پا، علف‌های خورده شده و دانه‌های ریخته شده)، تمام مشخصات الاغ را به درستی حدس زده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    [رازگشایی]: پسر با توضیح منطقی و مرحله به مرحله، نشان داد که چگونه از جزئیات محیط، به کلیات پی برده است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • دست‌نخورده: استفاده نشده، بکر.
  • حدس زدم: گمان کردم، تخمین زدم.

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • حدس: حدسیات

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • راستچپ

✍️ نکات املایی

  • علف‌های
  • دست‌نخورده
  • حدس

حاکم به هوش و فهم پسر آفرین گفت و مرد از او معذرت خواست.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    حاکم هوش و درک بالای پسر را تحسین کرد و مرد نیز که به اشتباه خود پی برده بود، از او عذرخواهی کرد.

  • معنی ۲

    پس از شنیدن توضیحات منطقی پسر، حاکم او را ستایش کرد و مرد شاکی از او پوزش طلبید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    در پایان، هوش و فهم پسر باعث تحسین حاکم و عذرخواهی مرد شد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    [نتیجه داستان]: حقانیت پسر با هوش و ذکاوتش ثابت شد و مرد به قضاوت عجولانه‌ی خود پی برد و از او معذرت خواست.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    حاکم به جای تنبیه، پسر را به خاطر هوش و فهمش تشویق کرد و مرد نیز از اینکه به او تهمت زده بود، عذر خواست.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • فهم: درک، شعور.
  • آفرین گفت: تحسین کرد، ستایش کرد.
  • معذرت خواست: عذرخواهی کرد، پوزش طلبید.

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • فهم: فهمیدن، مفهوم
  • معذرت: عذر

✍️ نکات املایی

  • هوش
  • فهم
  • آفرین
  • معذرت

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.