امّا عمّه همچنان سخنرانی میکند:
«زیاد خوشحال نباش! وقتی پیش خدا حاضر شوی، آرزو میکنی که ای کاش، این روز را نمیدیدی».
یزید فقط نگاه میکند و مثل مردهها بیحرکت مانده است.
***
همه با ترس و وحشت به یکدیگر نگاه میکنند. دیگر کسی به ما نگاه نمیکند و نمیخندد.
سرم را بلند میکنم. به عمّه نگاه میکنم.
انگار که دیگر اسیر نیستم.
بدانیم
خداوند به امام علی علیهالسلام و حضرت فاطمه سلاماللهعلیها، دختری هدیه داد. رسول خدا خیلی خوشحال شد و نام او را «زینب» گذاشت. زینب سلاماللهعلیها از کودکی در کنار امام حسن و امام حسین بزرگ شد و دستورات دینی را از پدر و مادر خود یاد گرفت. او زنی دانشمند و اهل عبادت بود و به زنان شهر کوفه قرآن آموزش میداد. وقتی امام حسین علیهالسلام به همراه خانوادهی خود به سوی کربلا حرکت کرد، زینب نیز در کنار برادر بود. او در کربلا و حادثههای بعد از آن، سختیهای زیادی را تحمّل کرد و به همین دلیل، ایشان به صبر و شجاعت و فداکاری معروف شده است.<br>روز تولّد این بانوی بزرگ را «روز پرستار» نامیدهاند. میدانید چرا؟
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.