اکنون، به دو بند زیر توجه کنید:
🔶 الف: «خواندن داستان باعث رشد ذهنی کودکان میشود. دنیای داستان با تخیل آمیخته است و دنیای ذهنی کودکان نیز دنیایی سرشار از زیباییهای تخیل است. کودکان، در عالم خیال، خود را به جای شخصیتهای داستان میگذارند و نقش آنها را بازی میکنند. این همراهی با رویدادهای داستانی بر تجربههای آنها میافزاید و سبب رشد فکریشان میشود.»
🔶 ب: «خواندن داستان باعث رشد ذهنی کودکان میشود. نقاشی تمرین درست نگاهکردن است. کاریکاتور تمرینِ جور دیگر دیدن است. خوشنویسی تمرین تسلط بر انگشتان و زیبا نوشتن کلام است. والدین، معمولاً، در تعطیلات تابستان، به غنیکردن اوقات فراغت فرزندانشان فکر میکنند.»
همانطور که میبینید، در نوشتهی بند الف، همهی مطالب برای تکمیل و گسترش موضوع جملهی اول (تأثیر داستان در رشد ذهنی کودکان) آورده شده است و بین جملهها ارتباط معنایی کاملی وجود دارد؛ بنابراین، بند اول نوشتهای منسجم است؛ اما در نوشتهی دوم (بند ب)، جملههای متن با یکدیگر و با جملهی نخست ارتباط ندارند و هر کدام موضوعی جداگانه را بیان میکنند. اینگونه نوشتهها به نوعی هذیان شبیهاند که با پراکندهگویی موضوع را از یاد میبرند و خواننده را سردرگم میکنند.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.