◆ سلام بر تو ای جوان. کیستی و اینجا چه میکنی؟
◆ چوپانی هستم که یهودیان این قلعه گوسفندهایشان را برای چرا به من سپردهاند. چند وقتی بود که علوفه این منطقه کم شده بود و من به ناچار گوسفندان را مدتی به چراگاه دوردستی برده بودم.
◆ مسلمانی؟
◆ نه، اما نام اسلام را زیاد شنیدهام و خیلی دوست دارم با آن آشنا شوم.
پیامبر خدا دین اسلام را به آن جوان معرفی کرد و چوپان همانجا اسلام آورد.
آنگاه رو به پیامبر کرد و گفت: اکنون من مسلمان شدهام، این گوسفندان را در اختیار شما قرار میدهم.
چشمان صدها سرباز که دورادور پیامبر حلقه زده بودند، منتظر بود تا پیامبر اجازه استفاده از گوسفندان را به آنها بدهد.
پیامبر رو به چوپان کرد و فرمود: «در دین ما خیانت به امانت از بزرگترین گناهان است. این گوسفندان نزد تو امانت است پس بر تو لازم است همه گوسفندان را به دست صاحبانش برسانی».۱
یکی از ویژگیهای بارز پیامبر اعظم، امانتداری بود. ایشان قبل از مبعوث شدن به پیامبری، در بین مردم به «محمد امین» مشهور بود. از سفارشهای همیشگی پیامبر، بازگرداندن امانت حتی به صاحبان غیرمسلمان آن بود. کفار مکه با وجود آنکه به شدّت مخالف او و دین اسلام بودند با اطمینان خاطر، نفیسترین اشیای خود را نزد ایشان به امانت میگذاشتند. آن هنگام هم که پیامبر به دلیل شدّت آزار کافران ناچار شد به صورت ناگهانی و مخفیانه از مکه خارج شود و به مدینه هجرت کند، از حضرت علی علیهالسلام خواست چند روزی برای پس دادن امانتهای کفار در مکه بماند.
پیامبر اکرم همواره میفرمود:
«شخصی که در دنیا به امانت خیانت کند، و آن را به صاحبش پس ندهد، اگر بمیرد بر دین من نمرده است و خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که از او خشمگین است.»۲
۱- سیره ابن هشام، ج ۳، ص ۳۴۵.
۲- بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۷۱.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.