صفحه ۵۶ فارسی چهارم

مرز را پروازِ تیری، می‌دهد سامان

گر به نزدیکی فرود آید

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    سرنوشت مرزهای کشور به پرواز یک تیر وابسته شده است و این تیر وضعیت را مشخص (سامان) می‌کند.

  • معنی ۲

    اما اگر این تیر در مسافت نزدیکی به زمین بیفتد، چه بلایی سر ما می‌آید؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • سامان دادن: منظّم کردن

خانه‌هامان، تنگ

آرزومان، کور

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    اگر تیر نزدیک بیفتد، سرزمینمان کوچک (تنگ) می‌شود و تمام آرزوهایی که برای کشورمان داشتیم نابود و خاموش (کور) می‌شود.

  • معنی ۲

    «کور شدن آرزو» کنایه از ناامید شدن و برباد رفتن آمال است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • تنگگشاد

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «کور شدن آرزو» کنایه از ناامیدی و نرسیدن به آرزو.

ور بپرد دور

تا کجا؟ تا چند؟

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    و اگر تیر دور پرواز کند… اما تا کجا می‌تواند برود؟ چقدر می‌تواند دور شود؟

  • معنی ۲

    این پرسش‌ها نشان‌دهنده نگرانی و تردید مردم است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

✨ آرایه‌های ادبی

  • پرسش انکاری: پرسش‌هایی که نشان‌دهنده ابهام و نگرانی است.

آه! کو بازوی پولادین و کو سرپنجه‌ی ایمان؟

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    افسوس! کجاست آن دست قدرتمند (بازوی پولادین) و آن نیروی ایمانی که بتواند این تیر را پرتاب کند؟

  • معنی ۲

    شاعر به دنبال قهرمانی است که هم قدرت جسمانی (پولادین) و هم قدرت معنوی (ایمان) داشته باشد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • پولادین: ساخته شده از پولاد (محکم)
  • سرپنجه: نیرومند ، توانا

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: «بازوی پولادین» تشبیه بازو به فولاد (از نظر محکمی).

راستی، چه پیشنهاد دشواری! مگر یک تیر چقدر می‌تواند دور بشود؟ کدام تیرانداز این کار بزرگ را انجام خواهد داد؟ آرش کمان گیر، تیرانداز ماهر ایرانی، خود را برای پرتاب این تیر آماده کرد. همه نگران و منتظر، پای کوه بلند دماوند ایستاده بودند. مادران دعا می‌کردند؛ پیرمردها، اشک می‌ریختند؛ کودکان با بی‌تابی، آرش کمان گیر را که با قامتی رشید و استوار پای کوه ایستاده بود، نگاه می‌کردند. آرش با قدم‌های محکم از کوه بالا رفت؛

🔑 واژگان کلیدی

  • دشوار: سخت
  • ماهر: زبردست
  • بی تابی: بی قراری
  • قامت: قد و بالا ، اندازه
  • رشید: راست قامت ، دلاور
  • استوار: پا برجا ، پایدار
  • منتظر: چشم به راه

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • ماهر: مهارت
  • مشکل: اِشکال
  • منتظر: انتظار
  • رشید: رشادت

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • محکمسست

✍️ نکات املایی

  • بی تابی
  • قامتی رشید
  • استوار

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.