باز باران با ترانه
✵با گُهرهای فراوان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
دوباره باران شروع به باریدن کرد و صدای برخورد قطرههایش مانند یک موسیقی و آهنگِ دلنشین (ترانه) شنیده میشود؛ این قطرهها آنقدر شفاف و درخشان هستند که انگار آسمان دارد مروارید و جواهر (گهر) بر زمین میریزد.
معنی ۲
شاعر صحنه بارش باران را توصیف میکند که همراه با صدایی موزون و زیباست و قطرات باران را به خاطر زلالی و ارزششان، به سنگهای قیمتی و مرواریدهای فراوان تشبیه کرده است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
باران مجدداً با آوازی خوش و قطراتی که مثل دانههای مروارید میدرخشند، از آسمان سرازیر شده است و حال و هوای تازهای به طبیعت بخشیده است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
توصیف شاعر از باران این است: بارانی که مثل یک سرودِ شاد است و قطرههایش مانند جواهراتِ ارزشمند و بیشمار بر زمین میبارند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
معنی بیت این است که بارشِ دوباره باران، هم گوشنواز است (با ترانه) و هم چشمنواز، چرا که قطرات آن مثل گوهرهای قیمتی فراوان به نظر میرسند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- ترانه: شعر و آهنگ، موسیقی
- گهر: گوهر، سنگ قیمتی، جواهر
✍️ نکات املایی
- گُهرهای
میخورد بر بام خانه
✵یادم آرد روز باران
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
وقتی قطرههای باران به سقف و پشتبام خانه برخورد میکنند و صدا میدهند، این صحنه باعث میشود که من به یادِ یک روز بارانیِ خاص در گذشته بیفتم.
معنی ۲
صدای چکچک باران روی شیروانیِ خانه، خاطرهای قدیمی از یک روز بارانی را در ذهن من زنده میکند و مرا به گذشته میبرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
برخورد دانههای باران با سقف خانه، تداعیکننده خاطرات است و شاعر را به یاد روزی میاندازد که هوا بارانی بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
شاعر میگوید: صدای باران که بر بام خانه میکوبد، برای من یادآورِ خاطرهی یک روز بارانی و زیبا در دوران قدیم است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
شنیدن صدای باران روی سقف، کلید ورود به خاطرات شاعر است و او را به یاد روزی میاندازد که باران میبارید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- بام: سقف، پشت بام
گردش یک روز دیرین
✵خوب و شیرین
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
آن روزی که به یادم میآید، مربوط به یک تفریح و گردش در زمانهای خیلی قدیم (دیرین) است؛ روزی که بسیار لذتبخش، شاد و دوستداشتنی (شیرین) بود.
معنی ۲
خاطرهای که زنده شد، مربوط به گشتوجوگذار در یک روز قدیمی است که لحظاتش پر از خوبی و شیرینی بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر از یک روزِ دور و دراز یاد میکند که به گردش رفته بود و آن روز برایش بسیار خاطرهانگیز و دلپذیر بوده است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
یادآوریِ یک گردش در روزگاران گذشته که به خاطر خوشی و شادیاش، طعم شیرینی در ذهن شاعر باقی گذاشته است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
منظور از «روز دیرین»، روزی در گذشتههای دور است که شاعر در آن روز تجربهای شیرین و فراموشنشدنی از گردش داشته است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- دیرین: قدیمی، کهن
- شیرین: لذتبخش، دوستداشتنی
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- شیرین ↔ تلخ
- دیرین ↔ جدید/تازه
✍️ نکات املایی
- دیرین
توی جنگلهای گیلان
✵کودکی ده ساله بودم
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
آن خاطره مربوط به زمانی است که من در میان جنگلهای سرسبز استان گیلان بودم و سن و سالم کم بود، یعنی فقط یک بچه ده ساله بودم.
معنی ۲
مکان آن خاطره، جنگلهای زیبای شمال (گیلان) است و زمانش مربوط به دوران بچگی من است، وقتی که ده سال داشتم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر موقعیت مکانی و زمانی خاطرهاش را مشخص میکند: در دلِ طبیعتِ گیلان و در سنِ ده سالگی.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
من در آن روزِ بهیادماندنی، کودکی ده ساله بودم که در جنگلهای انبوهِ گیلان مشغول بازی و گردش بودم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
یادش بخیر، آن روز که در جنگلهای گیلان بودم، هنوز بزرگ نشده بودم و پسربچهای ده ساله بودم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- گیلان: نام استانی در شمال ایران
👨👩👧👦 هم خانواده
- : کودک
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- کودکی ↔ پیری/بزرگسالی
✍️ نکات املایی
- گیلان
شاد و خرّم
✵نرم و نازک
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
در آن دوران کودکی، بسیار خوشحال، سرزنده و باطراوت (خرّم) بودم و بدنی لطیف، ظریف و انعطافپذیر (نرم و نازک) داشتم.
معنی ۲
حالم بسیار خوب بود و دلی شاد داشتم؛ جسمم هم مثل همه کودکان، نرم و لطیف بود و هنوز سختیهای زندگی آن را زمخت نکرده بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر حال و هوای کودکیاش را توصیف میکند: سرشار از شادی و نشاط، و دارای جسمی ظریف و حساس.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
من بچهای بودم که هم روحم شاداب و خندان بود و هم جسمم لطیف و نازک، درست مثل یک غنچه تازه.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
«شاد و خرم» وصفِ روحیه شاعر است و «نرم و نازک» وصفِ جسمِ او در دوران کودکی.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- خرّم: شاداب، سرسبز، خوشحال
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- شاد ↔ غمگین
- نرم ↔ سفت/زبر
- نازک ↔ کلفت/ضخیم
✍️ نکات املایی
- خرّم
چُست و چابک
✵با دو پای کودکانه
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
خیلی فرز، زرنگ و سریع (چُست و چابک) بودم و با پاهای کوچک و کودکانهام مدام به این طرف و آن طرف میدویدم.
معنی ۲
در آن سن و سال، بسیار پرجنبوجوش و تند و تیز بودم و با همان پاهای بچگانهام، لحظهای آرام و قرار نداشتم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر میگوید که در کودکی بسیار چالاک و فعال بوده و با پاهای کوچکش با سرعت حرکت میکرده است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
من کودکی بودم که با چابکی و زرنگی فراوان، روی دو پای کوچکم میدویدم و خستگیناپذیر بودم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
«چست و چابک» به معنی تند و تیز و آمادهبهخدمت است؛ شاعر میگوید با پاهای کودکانهام بسیار پرتحرک بودم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- چست: چابک، تند و تیز
- چابک: زرنگ، سریع
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- چابک ↔ کند/تنبل
✍️ نکات املایی
- چُست
میدویدم همچو آهو
✵میپریدم از سر جو
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
درست مثل یک آهوی تیزپا میدویدم و با مهارت و سبکی از روی جویهای آب میپریدم و عبور میکردم.
معنی ۲
سرعت و چابکی من در دویدن به اندازه یک آهو بود و به راحتی و با پرشهای بلند از روی نهرها رد میشدم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر خودش را در دویدن به آهو تشبیه کرده است؛ یعنی با سرعت و زیبایی میدوید و موانعی مثل جوی آب را با پریدن رد میکرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
من در جنگل مثل آهویی آزاد و رها بودم که میدوید و از روی جویبارها میجهید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
تشبیه «همچو آهو» نشاندهنده سرعت، زیبایی حرکت و آزادی شاعر در دوران کودکی است که از روی جویها میپرید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- جو: جوی آب، نهر کوچک
✨ آرایههای ادبی
- تشبیه: شاعر خود را در دویدن به آهو تشبیه کرده است.
دور میگشتم ز خانه
✵میشنیدم از پرنده
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
از خانهمان فاصله میگرفتم و به دلِ جنگل میرفتم و در آنجا به صدای آواز و چهچهه پرندگان گوش میدادم.
معنی ۲
من که مشغول بازی و گردش بودم، از محیط خانه دور میشدم و توجهم به صداهای طبیعت، بهویژه آواز پرندهها جلب میشد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
در حالی که از خانه دور میشدم، گوشم به نغمههای پرندگان بود و از شنیدن آنها لذت میبردم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
شاعر میگوید: گشتوگذار من باعث میشد از خانه دور شوم و همنشین پرندگان و صدای آنها در طبیعت شوم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
وقتی از خانه فاصله میگرفتم، تنها صدایی که توجهم را جلب میکرد، آواز خوش پرندگان جنگل بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- دور ↔ نزدیک
داستانهای نهانی
✵از لب باد وزنده
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
انگار بادی که میوزید، داشت با من حرف میزد و داستانهای پنهانی (نهانی) و رازهای طبیعت را برایم تعریف میکرد.
معنی ۲
صدای هوهوِ باد برای من مثل صدای کسی بود که دارد قصههایی اسرارآمیز و مخفی را از زبان خودش (لبِ باد) بازگو میکند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر باد را به انسانی تشبیه کرده که لب دارد و سخن میگوید؛ بادی که در حال وزیدن بود، رازهای پنهان جنگل را برای او فاش میکرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
من از وزش باد، داستانهای عجیب و غریبی را میشنیدم که انگار تا آن لحظه پنهان بودند و باد آنها را برایم زمزمه میکرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
«داستانهای نهانی» یعنی اسرار و ماجراهایی که آشکار نیستند؛ شاعر احساس میکرد بادِ وزان این رازها را به گوش او میرساند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- نهانی: پنهانی، مخفی
- وزنده: در حال وزیدن
👨👩👧👦 هم خانواده
- : وزیدن، باد
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- نهانی ↔ آشکار
✍️ نکات املایی
- نهانی
رازهای زندگانی
✵برق چون شمشیر بُرّان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
باد داشت رازهای زندگی را برایم میگفت که ناگهان رعد و برق زد؛ درخششِ برق (صاعقه) در آسمان مثل یک شمشیر تیز و برنده بود.
معنی ۲
در حالی که غرق در شنیدن رازهای هستی از زبان باد بودم، صاعقهای زد که شباهت زیادی به شمشیرِ تیز و بُرنده داشت.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر رعد و برق را توصیف میکند: نوری که مثل شمشیرِ بُرّان، آسمان را میشکافت و همزمان رازهای زندگی در فضا جاری بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
«برق چون شمشیر بران» تشبیهی است که سرعت، تیزی و درخشندگی صاعقه را نشان میدهد که ناگهان ظاهر شد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
من داشتم به رازهای زندگی گوش میدادم که برقی مثل شمشیر تیز در آسمان درخشید و توجه مرا جلب کرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- برّان: برنده، تیز
👨👩👧👦 هم خانواده
- : بریدن
- : زندگی، زنده
✍️ نکات املایی
- بُرّان
پاره میکرد ابرها را
✵تندر دیوانه، غُرّان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
آن برقِ مثلِ شمشیر، ابرها را پاره میکرد و میشکافت؛ همزمان صدای رعد (تندر) مثل یک دیوانه فریاد میکشید و میغرید.
معنی ۲
نور صاعقه ابرها را از هم میدرید و صدای تندر با حالتی خشمگین و ترسناک (غُرّان)، مثل کسی که عقلش را از دست داده (دیوانه)، در آسمان میپیچید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر تندر را به یک موجود دیوانه و در حال غرش تشبیه کرده است که با خشم فریاد میزند و ابرها را پارهپاره میکند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
صاعقه ابرها را میشکافت و صدای مهیب رعد و برق، مانند فریادهای یک دیوانه، لرزه بر اندام میانداخت.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
توصیف شاعر از طوفان این است: برقی که ابرها را میدرد و تندری که دیوانهوار نعره میکشد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- تندر: رعد، صدای آسمان
- غُرّان: غرّشکنان، فریادزننده
✍️ نکات املایی
- غُرّان
مشت میزد ابرها را
✵جنگل از باد گریزان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
صدای تندر آنقدر محکم بود که انگار داشت با مشت به ابرها میکوبید؛ در همین حال، درختان جنگل از شدت باد خم شده بودند، گویی داشتند از دست باد فرار میکردند.
معنی ۲
تندر مانند مشتزنی بود که به ابرها ضربه میزد و جنگل هم از ترسِ بادِ شدید، حالتی به خود گرفته بود که انگار در حال فرار (گریزان) است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر صحنهای پویا را ترسیم میکند: تندر ابرها را کتک میزند و جنگل وحشتزده سعی میکند از چنگال باد بگریزد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
«مشت زدن» کنایه از شدت برخورد ابرها و صدای مهیب است؛ «گریزان بودن جنگل» هم توصیف حرکتِ شدیدِ شاخوبرگ درختان در باد است.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
تندر با خشم به ابرها حمله میکرد و جنگل در برابرِ هجومِ باد، حالتِ فرار و عقبنشینی به خود گرفته بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- گریزان: در حال فرار، فراری
👨👩👧👦 هم خانواده
- : گریز، گریختن
چرخها میزد چو دریا
✵دانههای گرد باران
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
جنگل در اثر وزش باد شدید، مثل امواج دریا میچرخید و متلاطم بود؛ در همین حین، قطرههای گرد و درشت باران شروع به باریدن کردند.
معنی ۲
حرکت درختان جنگل شبیه به موجهای دریا شده بود که به هم میخوردند و میچرخیدند، و دانههای باران هم بر این صحنه افزوده میشد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
شاعر تلاطم جنگل را به دریای طوفانی تشبیه کرده است (چرخ میزد چو دریا) و سپس به بارش دانههای باران اشاره میکند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
جنگل زیر شلاق باد، مثل دریا موج برمیداشت و میچرخید و همزمان دانههای باران از آسمان سرازیر میشدند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
«چرخ زدن» کنایه از آشفتگی و حرکت شدید است؛ جنگل مثل دریا بیآرام شده بود و باران میبارید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
پهن میگشتند هر جا
✵سبزه در زیر درختان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
قطرههای باران در همه جا پخش و گسترده (پهن) میشدند و زمین را خیس میکردند؛ سبزههایی هم که زیر درختان روییده بودند، زیر آب میرفتند.
معنی ۲
باران تمام سطح زمین را فرا میگرفت و سبزههایی که پای درختان بودند، در آب غرق و گسترده میشدند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
آب باران همه جا را گرفت و روی سبزههای زیر درختان جاری شد و منظرهای یکدست ایجاد کرد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
«پهن گشتن» یعنی پخش شدن و جاری شدن؛ دانههای باران همهجا را پوشاندند و سبزهها را سیراب کردند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
باران به قدری شدید بود که قطراتش تمام سطح زمین و سبزههای زیر درختان را فرا گرفت و پوشاند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- پهن: گسترده، وسیع
✍️ نکات املایی
- پهن
رفته رفته گشت دریا
✵توی این دریای جوشان
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
کمکم (رفته رفته) آب باران آنقدر زیاد شد که زمین مثل دریا شد؛ و در میان این دریای خروشان و متلاطم (جوشان)…
معنی ۲
با گذشت زمان و شدت گرفتن بارش، آب جمع شد و سیلابی شبیه دریا راه افتاد؛ در این دریایِ در حالِ جوش و خروش…
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
باران ادامه یافت تا جایی که همهجا را آب گرفت و تبدیل به یک دریای کوچک شد که آبش با شدت حرکت میکرد (جوشان بود).
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
منظور از «گشت دریا»، جمع شدن زیاد آب است؛ شاعر میگوید توی این آبی که مثل دریای خروشان شده بود، تصویری دیده میشد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
آرامآرام سطح زمین پر از آب شد و شبیه دریایی متلاطم گردید.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- جوشان: در حال جوشیدن، خروشان
جنگل وارونه پیدا
✵بس گوارا بود باران!
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
تصویر جنگل و درختان به صورت برعکس (وارونه) در آبِ جمعشده روی زمین دیده میشد؛ و این باران چقدر لذتبخش و دلپذیر (گوارا) بود!
معنی ۲
انعکاس تصویر جنگل در آب، منظرهای از یک جنگل واژگون را ساخته بود. شاعر در پایان میگوید که این باران بسیار خوشایند و عالی بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
من تصویر درختان را که در آب افتاده بود و سرشان پایین بود (وارونه) میدیدم و از طراوت و زیباییِ این بارانِ گوارا لذت میبردم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
«بس گوارا» یعنی خیلی دلچسب؛ شاعر با دیدن تصویر جنگل در آب، حسِ خوبِ خودش از باران را بیان میکند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
در آبِ زلالی که جمع شده بود، عکس جنگل به صورت معکوس پیدا بود و باران حسی بسیار مطبوع و زندگیبخش داشت.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- وارونه: برعکس، معلّق
- گوارا: لذتبخش، خوشطعم
- بس: بسیار، خیلی
✍️ نکات املایی
- گوارا
به! چه زیبا بود باران!
✵میشنیدم اندر این گوهر فشانی
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
به به! چقدر آن باران قشنگ و تماشایی بود! من در میانِ این بارشِ باران که مثلِ پاشیدنِ مروارید و جواهر (گوهر فشانی) بود، صدایی را میشنیدم.
معنی ۲
شاعر با واژه «به!» تحسین و شگفتی خود را نشان میدهد و میگوید باران بسیار زیبا بود. او در حینِ ریزشِ این قطراتِ جواهرگون، گوش به رازی سپرده بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
«گوهر فشانی» کنایه از بارش باران است؛ شاعر میگوید وقتی آسمان داشت جواهر میریخت، من پیامی را دریافت میکردم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
چقدر باران زیبا بود! در آن لحظات که قطرههای ارزشمند باران میباریدند، من داشتم به چیزی گوش میدادم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
زیبایی باران شاعر را به وجد آورد و او در آن فضای شاعرانه (گوهر فشانی)، شنونده پیامی خاص بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- اندر: در (داخل)
- گوهر فشانی: پخش کردن جواهرات (کنایه از باریدن باران)
👨👩👧👦 هم خانواده
- : گوهر
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- زیبا ↔ زشت
✍️ نکات املایی
- فشانی
رازهای جاودانی
✵پندهای آسمانی
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
آن صدایی که میشنیدم، رازهای همیشگی و ابدی (جاودانی) طبیعت و نصیحتهای ارزشمند و الهی (پندهای آسمانی) بود.
معنی ۲
باران برای من حامل پیامهایی بود؛ رازهایی که هرگز از بین نمیروند و درسهایی که از سوی آسمان و خدا میآمدند.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
من در صدای باران، اسرارِ ماندگارِ هستی و اندرزهای پاک و معنوی را میشنیدم و درک میکردم.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
پیام باران، حکمتهای جاودانه و درسهای آسمانی بود که روح مرا صیقل میداد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
منظور شاعر این است که طبیعت (باران) معلمی است که رازهای ابدی و پندهای الهی را به انسان میآموزد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- جاودانی: همیشگی، ابدی
- پند: نصیحت، اندرز
✍️ نکات املایی
- جاودانی
بشنو از من، کودک من
✵پیش چشم مرد فردا
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
ای فرزندِ من، این حرف را از من گوش کن و بپذیر؛ تویی که در آینده مرد بزرگی خواهی شد و «مردِ فردا» هستی.
معنی ۲
شاعر خطاب به کودکش (یا نسل آینده) میگوید: به نصیحت من گوش کن، ای کسی که آینده در دستان توست و فردا بزرگمردی میشوی.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
«پیش چشم مرد فردا» یعنی در برابر نگاه تو که الان کودکی اما در آینده مردی بالغ و فهمیده خواهی بود.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
این پند را از من بشنو، ای فرزندم که امیدِ آینده هستی و فردا جای من را خواهی گرفت.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
ای کودکِ من، که آیندهسازِ فردا هستی، این نصیحتِ مهم را از من بشنو و آویزه گوشت کن.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- کودک ↔ مرد/بزرگسال
زندگانی، خواه تیره، خواه روشن
✵هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا!
💡 معنی چیه؟
معنی ۱
زندگی، چه روزهای سخت و غمگین (تیره) داشته باشد و چه روزهای شاد و راحت (روشن)، در هر حالتی قشنگ و زیباست! (تکرار برای تاکید).
معنی ۲
پیام نهایی این است: زندگی با تمام بالا و پایینهایش، چه در سختی و چه در خوشی، ارزشمند و زیباست و باید قدرش را دانست.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۳
«تیره» کنایه از سختی و غم، و «روشن» کنایه از شادی و رفاه است؛ شاعر میگوید در هر دو حالت، زندگی زیباییِ خودش را دارد.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۴
زندگی چه سیاه و تاریک باشد و چه سفید و نورانی، ذاتاً زیباست؛ زیباست، زیباست، زیباست.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراکمعنی ۵
فرقی نمیکند شرایط زندگی چطور باشد (خوب یا بد)، اصلِ زندگی موهبتی است که همیشه زیباست و باید آن را دوست داشت.
برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.
خرید اشتراک
🔑 واژگان کلیدی
- تیره: تاریک، سیاه (کنایه از سختی)
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- تیره ↔ روشن
- زیبا ↔ زشت
✨ آرایههای ادبی
- تکرار: تکرار عبارت «هست زیبا» برای تاکید بر زیبایی زندگی.
- تضاد: تیره و روشن.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.