صفحه ۳۸ نگارش هفتم

معلم کلمهٔ «مدرسه» را روی تختهٔ کلاس نوشت و گفت: «در درس گذشته آموختیم که یکی از بخش‌های اصلی نوشته موضوع آن است. اکنون، اگر موضوع نوشتهٔ ما «مدرسه» باشد و ما بخواهیم دربارهٔ آن چیزی بنویسیم، بهتر است، نخست، خوب به آن موضوع بیندیشیم و پس از مشورت با یکدیگر، آن را به بخش‌ها و اجزای کوچک‌تر تقسیم یا طبقه‌بندی کنیم.»

سپس گروه‌های دانش‌آموزان سرگرم گفت‌وگو شدند.

حاصل گفت‌وگوی گروه‌ها

چند دقیقه بعد، معلم حاصل گفت‌وگوی گروه‌ها را به این صورت روی تخته نوشت:

  • گروه یکم: بهداشت، نظم و انضباط مدرسه
  • گروه دوم: ساختمان، کلاس‌ها، آزمایشگاه، کتابخانه و فروشگاه مدرسه
  • گروه سوم: زمین ورزش، ابزار ورزشی و مسابقات فرهنگی ـ ورزشی مدرسه
  • گروه چهارم: دانش‌آموزان، معلمان، مدیر و معاونان مدرسه

معلم، پس از این‌که نظرهای طبقه‌بندی‌شدهٔ گروه‌ها را نوشت، گفت: «دوستان خوب من، اگر بخواهیم یک‌باره وزنه‌ای بزرگ را برداریم، به‌آسانی نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم و شاید نیروی بسیاری از دست بدهیم و کاری صورت نگیرد. در این گونه موقعیت‌ها، اولین گام این است که آن وزنهٔ بزرگ را به پاره‌های کوچک‌تری قسمت کنیم تا بار ما سبک‌تر شود.

یکی از نقشه‌های نوشتن و طبقه‌بندی ذهنی این است که یک موضوع کلی را به موضوع‌های خردتری تقسیم کنیم؛ یعنی آن را کوچک و محدود سازیم تا طبقه‌بندی و نوشتن آسان‌تر صورت پذیرد؛ مثلاً اگر قرار باشد دربارهٔ «مدرسه»، که یک موضوع بسیار کلی است، متنی بنویسیم، نخست، موضوع «مدرسه» را به ریزموضوع‌ها تقسیم و طبقه‌بندی می‌کنیم. این کار به نظم فکری ما یاری می‌رساند. در نتیجه، کار نوشتن برای ما ساده می‌شود.»

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.