مَثَلنویسی
نوشتهٔ زیر را بخوانید و اصل ضربالمثل را با شکل گسترشیافتهٔ آن مقایسه کنید.
ضربالمثل: «یک دست صدا ندارد.»
صاحبخانه همرزمانش را بُرد توی یک اتاق و گفت: «شماها اینجا راحتترید.»
یک نفر از آنها آواز میخواند و بقیه دست میزدند. صاحبخانه، هر چند وقت یکبار، به جمع آنها سر میزد و برایشان چای و شیرینی میآورد.
مردی، گوشهٔ اتاق، کنار حاج داوود، نشسته بود و به در و دیوار نگاه میکرد. صاحبخانه توی اتاق سر کشید و چشمش به مرد ساکت افتاد و به او گفت: «اخوی، اگه با ما قهری، چرا اومدی عروسی پسرم؟»
همه برگشتند و به مرد ساکت نگاه کردند. حاج داوود گفت: «از همرزمان قدیمه.»
صاحبخانه گفت: «خیلی خوش اومدن. اما اینجا که دیگه جبهه نیست، اینجا عروسی پسر منه؛ اگه دست نزنید و شاد نباشید، ناراحت میشم.»
مرد ساکت از جایش بلند شد و گفت: «خیلی دلم میخواست دست بزنم؛ ولی حیف که یه دست صدا نداره!»
همه به آستین چپ مرد که آویزان بود نگاه کردند.
مهمانهایی با کفشهای لنگهبهلنگه
پرسش و پاسخ ۲ پرسش
جواب صفحه ۴۵
اصل ضربالمثل: «یک دست صدا ندارد.»
این جمله با یک تصویر ساده و قابلدرک نشان میدهد که یک نفر بهتنهایی نمیتواند کاری بزرگ یا اثرگذار انجام دهد؛ برای نتیجه گرفتن، همکاری و همراهی لازم است.
شکلهای گسترشیافته (توضیحدار):
وقتی این ضربالمثل را گسترش میدهیم، معمولاً پیام آن با توضیح، دلیل یا مثال همراه میشود. مثلاً:
«یک دست صدا ندارد؛ برای رسیدن به هدف باید با هم همکاری کنیم.»
«یک دست صدا ندارد، پس اگر میخواهیم موفق شویم باید نیروهایمان را یکی کنیم.»
مقایسهٔ اصل با شکل گسترشیافته:
ایجاز در برابر توضیح:
اصل ضربالمثل کوتاه و استعاری است؛ اما شکل گسترشیافته توضیح میدهد و پیام را آشکار میکند.
تصویر در برابر تحلیل:
در اصل، فقط تصویری از «یک دست» داریم؛ در گسترشیافته تصویر به تحلیلِ معنایی تبدیل میشود.
کارکرد:
اصل برای بیان سریع و ضربهایِ یک نکته بهکار میرود؛ گسترشیافته برای روشن کردن منظور، آموزش یا تأکید.