صفحه ۷۰ – روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم

روان‌خوانی: سفرنامهٔ اصفهان

درست یادم هست، شبی که قرار بود روز بعدش بروم اصفهان، از دل‌شوره و خوشحالی خواب به چشمم نیامد. هی لای کتاب جغرافی‌ام را باز می‌کردم و آنجایی که از اصفهان و آثار تاریخی، رودها، کوه‌ها، جمعیت، آب و هوا، محصولات کشاورزی، کارخانه‌ها، صنایع دستی، مرداب گاوخونی و قالی‌بافی و قلم‌زنی روی نقره، نوشته شده بود، قشنگ می‌خواندم و از بر می‌کردم. عین وقتی که می‌خواستم امتحان بدهم، نقشهٔ ایران را زدم به دیوار اتاق. اصفهان را رویش پیدا کردم و با انگشت و نگاهم، از روی راه نقشه، از کرمان حرکت کردم و به رفسنجان و یزد و اردکان رسیدم و گذشتم و اصفهان پیاده شدم.

🔑 واژگان کلیدی

  • دلشوره: نگرانی، اضطراب
  • آثار تاریخی: بناهای قدیمی و ارزشمند
  • از بر کردن: حفظ کردن

✍️ نکات املایی

  • دل‌شوره
  • جغرافی‌ام
  • گاوخونی
  • قالی‌بافی
  • قلم‌زنی

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: خواب به چشمم نیامد کنایه از بی‌خوابی ناشی از هیجان است.

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.