روانخوانی: سفرنامهٔ اصفهان
درست یادم هست، شبی که قرار بود روز بعدش بروم اصفهان، از دلشوره و خوشحالی خواب به چشمم نیامد. هی لای کتاب جغرافیام را باز میکردم و آنجایی که از اصفهان و آثار تاریخی، رودها، کوهها، جمعیت، آب و هوا، محصولات کشاورزی، کارخانهها، صنایع دستی، مرداب گاوخونی و قالیبافی و قلمزنی روی نقره، نوشته شده بود، قشنگ میخواندم و از بر میکردم. عین وقتی که میخواستم امتحان بدهم، نقشهٔ ایران را زدم به دیوار اتاق. اصفهان را رویش پیدا کردم و با انگشت و نگاهم، از روی راه نقشه، از کرمان حرکت کردم و به رفسنجان و یزد و اردکان رسیدم و گذشتم و اصفهان پیاده شدم.
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- کنایه: خواب به چشمم نیامد کنایه از بیخوابی ناشی از هیجان است.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.