صفحه ۷۷ فارسی هفتم

روز بعد توی صفحهٔ آخر سفرنامه‌ام نوشتم: «عیب آثار تاریخی اصفهان این است که آن‌ها را روی زمین ساخته‌اند و درختان بزرگ و سر به فلک کشیده و ساختمان‌های چند طبقه نمی‌گذارند آن‌ها را از بالای کامیون دید. اگر چهارباغ و سی‌وسه‌پل را روی ستون‌های بلندی می‌ساختند، انسان بهتر می‌توانست آن‌ها را ببیند. کسی که می‌خواهد به اصفهان بیاید، شایسته است یک دوربین قوی و بسیار بزرگ همراه بیاورد تا از دور بتواند کاشی‌های زیبای آثار تاریخی را ببیند.»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    مجید در پایان سفرنامه‌اش، تحلیل‌های کودکانه‌ای نوشت و ایرادات عجیبی از معماری شهر گرفت.

  • معنی ۲

    او نوشت اشکال بناهای تاریخی این است که روی زمین ساخته شده‌اند و درختان خیلی بلند (سر به فلک کشیده) مانع دیدن آن‌ها از بالای کامیون می‌شوند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    مجید پیشنهاد داد که ای کاش آثار تاریخی را روی ستون‌های بلند می‌ساختند تا از همه جا دیده شوند (نشان‌دهنده زاویه دید محدود او).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    «سر به فلک کشیده» کنایه از ارتفاع بسیار زیاد درختان است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    او توصیه کرد مسافران دوربین قوی بیاورند تا بتوانند از فاصله‌ی دور (مثل تعمیرگاه) زیبایی‌ها را ببینند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • سر به فلک کشیده: بسیار بلند و مرتفع
  • شایسته: سزاوار، بهتر

✍️ نکات املایی

  • فلک
  • ساختمان‌های
  • سی‌وسه‌پل

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: سر به فلک کشیده کنایه از بسیار بلند بودن است.
  • طنز: پیشنهادهای عجیب مجید (ساختن آثار روی ستون) جنبه طنز دارد.

«اگر کلاه پهن یا چتر با خود داشته باشد، آفتاب، پس گردن و کلّهٔ او را نمی‌سوزاند. دیگر آنکه بهتر است تعمیرگاه‌های اصفهان را نزدیک آثار تاریخی بنا کنند تا اگر کسی در تعمیرگاه باشد، بتواند آنجا را خوب مشاهده نماید. دیگر آنکه، مردم اصفهان نگذارند درختان شهر تاریخی‌شان آن همه بلند شوند که جلوی آثار تاریخی را بگیرند و مانع دید جهان‌گردان شوند و از همه مهم‌تر اینکه به کارگرها و مسئولان تعمیرگاه‌های اصفهان گوشزد نمایند که حتماً از آثار تاریخی آن شهر زیبا دیدن کنند تا بتوانند جواب جهان‌گردان را بدهند و… .»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    مجید بر اساس تجربه تلخ خودش (گرمازدگی)، توصیه کرد که مسافران کلاه یا چتر داشته باشند.

  • معنی ۲

    او پیشنهاد داد که تعمیرگاه‌ها را کنار آثار تاریخی بسازند تا کسانی که ماشینشان خراب می‌شود، بی‌نصیب نمانند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    مجید با لحنی انتقادی نوشت که مردم نباید بگذارند درختان مانع دید شوند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    مهم‌ترین انتقاد او به بی‌اطلاعی کارگران بود؛ او نوشت باید به آن‌ها تذکر جدی (گوشزد) داد که شهرشان را بشناسند تا مسافران را ناامید نکنند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • گوشزد نمایند: تذکر بدهند، یادآوری کنند
  • جهان‌گردان: گردشگران، توریست‌ها

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • جهان‌گرد: گردشگر، جهان‌گردی

✍️ نکات املایی

  • گوشزد
  • مسئولان
  • جهان‌گردان
  • بنا

به خانه که رسیدم گز و چای گذاشتم جلوم و جماعتی را دور خودم جمع کردم و افتادم به تعریف از اصفهان. سفرنامه‌ام را هم یواشکی برای بی‌بی خواندم و کلّی کیف کرد. بعدها، تو مدرسه، سر کلاس، از رفتن به اصفهان و دیدن آثار تاریخی و کوچه و پس‌کوچه‌ها و گوشه و کنار شهر تعریف‌ها کردم. تا اینکه بچّه‌ها اسمم را گذاشتند «مجید اصفهانی» و هر وقت معلّم جغرافی‌مان می‌گفت: «بچّه‌ها کی اصفهان رفته؟» می‌گفتم: «من» و بچّه‌ها هم تصدیق می‌کردند. خیلی تلاش کردم تا سفرنامه‌ام را چاپ کنم امّا هیچ چاپخانه‌ای زیربار نرفت. هنوز هم آن سفرنامه را دارم.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    مجید پس از بازگشت، با خوردن سوغاتی (گز) و تعریف خاطرات (که اغلب خیالی بودند)، برای فامیل (جماعت) کلاس گذاشت.

  • معنی ۲

    او سفرنامه‌اش را برای مادربزرگش خواند و او بسیار لذت برد (کیف کرد).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    مجید آن‌قدر با آب و تاب از اصفهانِ ندیده تعریف کرد که در مدرسه به «مجید اصفهانی» مشهور شد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    همکلاسی‌ها حرف‌های او را باور و تایید (تصدیق) می‌کردند و او را به عنوان کسی که اصفهان را می‌شناسد، قبول داشتند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    مجید سعی کرد کتابش را چاپ کند، اما ناشران قبول نکردند (زیر بار نرفتند)؛ با این حال او آن دفترچه را به عنوان یادگاری نگه داشت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • جماعت: گروه مردم
  • تصدیق: تایید کردن، راست پنداشتن
  • زیر بار رفتن: پذیرفتن مسئولیت یا کاری

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • تصدیق: صدق، صادق
  • جماعت: جمع، جامعه

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • تصدیقتکذیب

✍️ نکات املایی

  • جماعت
  • تصدیق
  • چاپخانه‌ای
  • زیربار

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: زیر بار نرفتن کنایه از قبول نکردن است.
فرصتی برای اندیشیدن
۱. انگیزهٔ مجید از نوشتن سفرنامه چه بود؟

پاسخ ۱

مجید علاقه زیادی به نویسندگی و خلق داستان داشت و می‌خواست خودش را به عنوان یک نویسنده ثابت کند.

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

پاسخ ۳

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۲. چه درس‌ها و عبرت‌هایی از سفر می‌توان گرفت؟

پاسخ ۱

سفر همیشه طبق برنامه‌ریزی ما پیش نمی‌رود و باید صبور باشیم (تفاوت تخیل با واقعیت).

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

پاسخ ۳

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.