صفحه ۳۶ فارسی چهارم

در زمان‌های قدیم، حکیمی قصد سفر کرد؛ کنار دریا رفت و سوار کشتی شد. خیلی زود کشتی با بادبان‌های برافراشته، حرکت کرد. کشتی، چند روزی به راه خود ادامه داد. در این مدّت، حکیم آرام و شادمان بود و به زندگی و مردمان فکر می‌کرد.

روزی، کشتی گرفتار طوفان شد. موج‌های دریا یکی بعد از دیگری از راه می‌رسیدند و خود را به کشتی می‌کوبیدند. ناخدا هرچه کرد، نتوانست کشتی را از میان امواج نجات دهد. چیزی نگذشت که…

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    در روزگاران گذشته، دانشمندی تصمیم گرفت به مسافرت برود؛ پس به ساحل رفت و سوار کشتی شد. خیلی سریع بادبان‌ها بالا رفتند و کشتی حرکتش را شروع کرد. چند روزی گذشت و دانشمند با خیال راحت و دلی خوش، به زندگی و مردم فکر می‌کرد.

  • معنی ۲

    روزی از روزها، دریا ناآرام شد و طوفان شدیدی در گرفت. موج‌های بزرگ و ترسناک پشت سر هم می‌آمدند و محکم به بدنه کشتی می‌خوردند. کاپیتان کشتی (ناخدا) هر تلاشی کرد تا کشتی را از بین موج‌ها بیرون بکشد فایده‌ای نداشت و خیلی زود اتفاق بدی افتاد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    مدت‌ها پیش، مرد دانایی اراده کرد که به سفر دریایی برود. او با کشتی که بادبان‌هایش را برای حرکت باز کرده بود، سفرش را آغاز کرد. اوضاع آرام بود تا اینکه طوفان وحشتناکی شروع شد و تلاش‌های ناخدا برای نجات کشتی بی‌نتیجه ماند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    حکیم (دانشمند) در دوران قدیم تصمیم به سفر گرفت. او سوار بر کشتی شد که با بادبان‌های باز و برافراشته روی آب حرکت می‌کرد. اما این آرامش دوامی نداشت؛ طوفان آمد، موج‌ها به کشتی کوبیدند و ناخدا نتوانست جلوی غرق شدن را بگیرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    داستان از اینجا شروع می‌شود که دانشمندی سوار کشتی شد. اوایل سفر همه چیز خوب بود و او شادمان بود، اما ناگهان دریا خشمگین شد. موج‌ها مثل کوه به کشتی می‌خوردند و مهارت ناخدا هم نتوانست کشتی را از غرق شدن نجات دهد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • حکیم: دانشمند، فیلسوف
  • قصد: اراده کردن، نیّت
  • برافراشته: بالا برده
  • شادمان: خوشحال
  • ناخدا: دریانورد، کاپیتان، کشتیبان
  • امواج: موج‌ها
  • چیزی نگذشت: مدّت زیادی نگذشت

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • قدیم: قدمت، قدیمی
  • قصد: مقصود
  • فکر: افکار، متفکّر
  • موج: امواج
  • حرکت: تحرّک، متحرّک
  • حکیم: حکمت

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • قدیمجدید
  • سوارپیاده
  • زندگیمرگ
  • شادمانغمگین

✍️ نکات املایی

  • حکیم
  • قصد
  • حرکت
  • ادامه
  • مدت
  • طوفان
  • نگذشت

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.