در زمانهای قدیم، حکیمی قصد سفر کرد؛ کنار دریا رفت و سوار کشتی شد. خیلی زود کشتی با بادبانهای برافراشته، حرکت کرد. کشتی، چند روزی به راه خود ادامه داد. در این مدّت، حکیم آرام و شادمان بود و به زندگی و مردمان فکر میکرد.
روزی، کشتی گرفتار طوفان شد. موجهای دریا یکی بعد از دیگری از راه میرسیدند و خود را به کشتی میکوبیدند. ناخدا هرچه کرد، نتوانست کشتی را از میان امواج نجات دهد. چیزی نگذشت که…
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- قدیم: قدمت، قدیمی
- قصد: مقصود
- فکر: افکار، متفکّر
- موج: امواج
- حرکت: تحرّک، متحرّک
- حکیم: حکمت
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- قدیم ↔ جدید
- سوار ↔ پیاده
- زندگی ↔ مرگ
- شادمان ↔ غمگین
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.