صفحه ۳۸ فارسی چهارم

حکیم، کم‌کم به خود آمد و چون به خواندن و نوشتن، بسیار علاقه داشت روی ماسه‌های نرم کنار دریا می‌نوشت.

مردی ماهیگیر، حکیم را دید و از کار او تعجّب کرد؛ وقتی به شهر بازگشت، درباره‌ی حکیم با دیگران صحبت کرد.

خبر، خیلی زود در میان مردم شهر پخش شد و به گوش امیر رسید. کوچک و بزرگ به دیدن حکیم آمدند. امیر شهر از او پرسید: «تو مرد دانایی هستی. اینجا چه می‌کنی؟ چرا این سخنان را روی زمین می‌نویسی؟»

حکیم پاسخ داد: «سفر می‌کردم. کشتی، گرفتار طوفان شد و هر چه داشتم، طوفان با خود بُرد.»

امیر گفت: «ما به دانش و آگاهی تو نیاز داریم. حاضری به جوانان ما چیزی بیاموزی؟»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    دانشمند کم‌کم حالش بهتر شد. چون خیلی دوست داشت بخواند و بنویسد، شروع کرد به نوشتن روی شن‌های نرم ساحل. یک ماهیگیر او را دید و تعجب کرد. ماهیگیر وقتی به شهر رفت، داستان این مرد عجیب را برای همه تعریف کرد.

  • معنی ۲

    حکیم برای سرگرم کردن خودش روی ماسه‌ها چیز می‌نوشت. ماهیگیری او را دید و خبرش را به شهر برد. همه مردم و حتی فرمانروای شهر (امیر) باخبر شدند و به دیدن او آمدند. امیر پرسید: چرا اینجا روی خاک می‌نویسی؟ حکیم ماجرای غرق شدن کشتی و از دست دادن وسایلش را تعریف کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    علاقه زیاد حکیم به نوشتن باعث شد روی ماسه‌ها بنویسد. این کار باعث تعجب یک ماهیگیر شد و خبر به گوش حاکم شهر رسید. حاکم به دیدن او آمد و وقتی فهمید او مرد دانشمندی است که همه چیزش را در طوفان از دست داده، از او خواست که به جوانان شهر درس بدهد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    حکیم روی شن‌های ساحل می‌نوشت. مردم شهر و امیر از وجود او باخبر شدند. امیر وقتی فهمید او دانشمند است و کشتی‌اش غرق شده، به او پیشنهاد کار داد و گفت: ما به علم تو نیاز داریم، آیا قبول می‌کنی به جوانان ما آموزش بدهی؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    داستان رسید به آنجا که حکیم در ساحل مشغول نوشتن شد. آوازه او به شهر رسید. امیر شهر نزد او آمد و دلیل کارش را پرسید. حکیم گفت که مسافری کشتی‌شکسته است. امیر هم قدر دانش او را دانست و از او دعوت کرد که معلم جوانان شهر شود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • امیر: فرمانروا
  • آگاهی داشتن: باخبربودن

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • حاضر: حضور، محضر

✍️ نکات املایی

  • ماهیگیر
  • تعجب
  • صحبت
  • سخنان
  • حاضری

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.