صفحه ۲۶ و ۲۷ فارسی پنجم

در روزگاران کهن، قرار بود بیمارستانی در شهری، ساخته شود. همه در این اندیشه بودند که بیمارستان را در کدام بخش شهر بسازند. هر کس می‌خواست بیمارستان، نزدیک خانه‌ی او باشد. یکی می‌گفت: «بهتر است نزدیک بازار شهر باشد.» دیگری می‌گفت: «بهتر است نزدیک گرمابه‌ی شهر باشد.» خلاصه، هر کس، مکانی را پیشنهاد می‌کرد. بزرگان شهر، پس از پرس‌وجو و گفت‌وگو، تصمیم گرفتند نظر طبیب بزرگ شهر را نیز بپرسند. نزد وی رفتند و مسئله را به او گفتند. طبیب، خوش‌حال شد و گفت:

🔑 واژگان کلیدی

  • روزگاران کهن: زمان‌های قدیم
  • اندیشه: فکر
  • بخش: قسمت، مکان
  • گرمابه: حمام عمومی
  • خلاصه: به‌هرحال
  • پرس‌وجو: پرسیدن
  • طبیب: پزشک
  • مسئله: مشکل

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • اندیشه: اندیشیدن، اندیشمند
  • طبیب: طب، مطب

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • کهنجدید
  • نزدیکدور
  • بزرگکوچک

✍️ نکات املایی

  • خلاصه
  • طبیب
  • مسئله
  • خوش‌حال

«بروید و چند تکه گوشت تازه بیاورید.» بزرگان شهر با تعجب به هم نگاه کردند و گفتند: «گوشت تازه برای ساختن بیمارستان؟!»

🔑 واژگان کلیدی

  • تازه: جدید، کهنه نشده
  • تعجب: شگفتی

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • تعجب: عجیب، عجایب

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • تازهکهنه

✍️ نکات املایی

  • تکه
  • تعجب

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.