صفحه ۲۸ فارسی پنجم

بعضی در دل، خندیدند و با خود گفتند: «نکند طبیب بزرگ ما، هوس خوردن کباب کرده است؟!» به هر حال، با رسیدن گوشت‌ها، طبیب بزرگ شهر دستور داد تا آنها را در چند نقطه‌ی شهر از شاخه‌ی درخت آویزان کنند. همه از این فرمان طبیب شگفت‌زده شدند، اما طبیب ادامه داد: «اکنون همه به خانه‌هایتان برگردید. چند روز دیگر به شما خواهم گفت بهترین محل برای ساختن بیمارستان کجاست.»

🔑 واژگان کلیدی

  • در دل خندیدند: در دل خود مسخره کردند
  • هوس: آرزو، میل
  • شگفت‌زده: متعجب

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • خندیدگریست

✍️ نکات املایی

  • هوس
  • شگفت‌زده
  • طبیب

پس از چند روز، طبیب بزرگان شهر را نزد خود فراخواند و به آنها گفت: «بگویید تکه‌های گوشت را بیاورند.» چند نفر رفتند و گوشت‌ها را آوردند. بعضی از گوشت‌ها خشکیده و بعضی فاسد و بدبو شده بودند. طبیب با خون‌سردی به تکه‌های گوشت نگاهی کرد و آنها را یکی‌یکی بویید. سپس، تکه گوشتی را نشان داد و پرسید: «این گوشت در کدام قسمت شهر بوده است؟»

🔑 واژگان کلیدی

  • فراخواند: صدا زد، دعوت کرد
  • فاسد: خراب، معیوب
  • خون‌سردی: آرامش، بردباری

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • فاسد: فساد، مفاسد

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • فاسدسالم
  • بدبوخوش‌بو

✍️ نکات املایی

  • فراخواند
  • خون‌سردی
  • فاسد

یک نفر از میان جمع پرسید: «مگر فرقی هم می‌کند؟» طبیب نگاهی به او کرد و گفت: «بله، خیلی فرق می‌کند. فقط این تکه گوشت، سالم مانده است. پس معلوم می‌شود آن نقطه‌ی شهر که این گوشت در آن آویزان بوده است، هوای پاکیزه‌تری دارد و بیمارستان هم باید در همان محل ساخته شود.» طبیب و دانشمند بزرگ شهر، این را گفت و به سخن خود پایان داد، و این‌گونه، در تعیین جای مناسب برای ساخت بیمارستان، به آنان کمک بزرگی کرد.

🔑 واژگان کلیدی

  • فرق: تفاوت
  • پاکیزه‌تر: تمیزتر
  • تعیین: مشخص کردن

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • پاکیزهکثیف
  • سالمبیمار

✍️ نکات املایی

  • تعیین

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.