مردی مقداری زر داشت و چون به کسی اعتماد نداشت، آن را ببُرد و زیر درختی دفن کرد. بعد از مدتی بیامد و زر طلبید، بازنیافت و با هر کس که گفت، هیچکس درمان ندانست. او را به حاکم نشان دادند. پس نزد او رفت و چگونگی را بیان کرد.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- اعتماد: معتمد
- حاکم: حکم، احکام، محکوم
✍️ نکات املایی
حاکم فرمود: «تو بازگرد که من فردا زر تو حاصل کنم!» آنگاه، حاکم طبیب را نزد خود خواند و گفت: «ریشهی فلان درخت، چه دردی را درمان میکند؟» گفت: «فلان درد را.» حاکم از جملهی طبیبان شهر بپرسید که «در این روزها چه کسی از فلان درد، شکایت کرد و شما او را به فلان درخت، اشارت کردید؟» یکی گفت: «یک ماه پیش، مردی بیامد و از آن درد شکایت کرد. من او را به آن درخت، اشارت کردم.»
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- حاصل: محصول
- شکایت: شاکی
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- درمان ↔ درد
✍️ نکات املایی
پس، حاکم کس فرستاد و آن مرد را طلبید و به نرمی و درشتی زر را بستد و به صاحب زر، باز داد.
🔑 واژگان کلیدی
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- نرمی ↔ درشتی
- بستد ↔ داد
✍️ نکات املایی
گزینه صحیح: بار کج به منزل نمیرسد.
دلیل: زیرا آن مرد بیمار، مالی را به ناحق و با دزدی به دست آورده بود. اگرچه در ابتدا کسی متوجه کار او نشد، اما سرانجام با زیرکی حاکم، دزدی او آشکار شد و مجبور شد مال دزدی را به صاحبش برگرداند. این نشان میدهد که کار نادرست و اشتباه، هرگز به نتیجهی خوبی نمیرسد و پایدار نخواهد بود.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.