فعالیت
۳. فهم خود را از ضربالمثل «هر که بامش بیش، برفش بیشتر» در یک بند بنویسید.
درک متن
الف) متن زیر را با دقّت بخوانید.
آن سوی جنگلها، روستای کوچکی بود. در آنجا رسم بود که افراد پیر و از کار افتاده را در خانهی دور افتادهای نگهداری کنند.
در این روستا، دهقان جوانی با پدر پیر و پسر کوچکش زندگی میکرد. پدر او دیگر نمیتوانست کار کند. دهقان جوان تصمیم گرفت او را به آن خانه ببرد.
فردای آن روز، پدرش را سوار گاری کرد و به راه افتاد. وقتی که به آنجا رسیدند، مقداری آب و غذا برای او گذاشت و برگشت. در راه به یاد پیری خودش افتاد و گفت: «انصاف نیست؛ یک روز ممکن است پسرم همین بلا را سر من بیاورد.» دهقان جوان برگشت و پدر را با خود به خانه آورد و او را در زیرزمین خانهاش پنهان کرد.
پس از مدّتی بیشتر مردم روستا بیمار شدند. وقتی پیرمرد خبر را شنید، گفت: «بیماری
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.