به خاطر آب آلوده است. به سرچشمه بروید و راه آب را عوض کنید.» دهقان جوان حرفهای پدر را به مردم گفت. آنها مسیر آب را تغییر دادند و سلامتی به روستا بازگشت.
مدّتی گذشت. فصل کاشت فرا رسید. پدر پیر به پسرش گفت: «اگر امسال مردم به جای گندم ذرّت بکارند، سال بعد زمین دوباره قوّت پیدا میکند و محصول گندم زیاد میشود.» مردم همان کاری را کردند که پیرمرد گفته بود. سال بعد آسیابها پر از دانههای گندم شدند.
مردم روستا جشن گرفتند و به خانهی دهقان آمدند و گفتند: «تو خیر مردم روستا را از همه بهتر میدانی پس کدخدای ما هستی.» دهقان گفت: «امّا من کاری نکردهام، این فکر پدرم بود.» مردم با تعجّب گفتند: «مگر او را به آن خانه نبردهای؟»
دهقان جوان ماجرا را تعریف کرد و گفت: «درست است که پدرم از کار افتاده است؛ امّا چیزهای زیادی میداند.» از آن روز مردم تصمیم گرفتند که پیرمردها و پیرزنها را پیش خود نگه دارند.
۲. کلمهی «او» به چه کسی یا چه چیزی اشاره میکند؟ پدر دهقان
۳. کلمهی «تو» به چه کسی یا چه چیزی اشاره میکند؟ دهقان جوان
۴. در بند سوم کلمهی «آنجا» به چه چیزی اشاره میکند؟ خانهی دورافتاده
۵. در دو بند آخر متن، دور نشانههای ربط خط بکشید. (دانشآموز باید روی متن خط بکشد)
راهنما:نشانه های ربط (و، که، پس، اما)
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.