صفحه ۵۷ فارسی پنجم

درس هشتم: دفاع از میهن

چو ایران نباشد، تن من مباد

بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    اگر قرار است کشورم ایران نابود شود و وجود نداشته باشد، من هم نمی‌خواهم زنده باشم و آرزو می‌کنم که حتی یک نفر هم در این سرزمین زنده نماند (تا شاهد ذلت آن باشد).

  • معنی ۲

    شاعر با عشق عمیق به وطن می‌گوید: زندگی بدون ایران برای من هیچ ارزشی ندارد؛ اگر ایران از بین برود، بهتر است که من بمیرم و هیچ انسانی در این خاک و بوم باقی نماند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    این بیت نشان‌دهنده اوج فداکاری و میهن‌دوستی است؛ یعنی جانِ من و جانِ همه مردم به وجود ایران وابسته است و اگر ایران نباشد، مرگ بر زندگی در این سرزمین ترجیح دارد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    معنی بیت این است که وجود من در گروِ وجود ایران است; اگر روزی ایران ویران شود یا به دست دشمن بیفتد، دعا می‌کنم که جسم من نابود شود و هیچ‌کس در این سرزمین زنده نباشد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    فردوسی می‌گوید: مبادا آن روزی برسد که ایران نباشد؛ اگر چنین شود، نه تنها من نمی‌خواهم زنده باشم، بلکه امیدوارم هیچ جنبنده‌ای در این سرزمین زنده نماند (زیرا زندگی بدون وطن، مرگ است).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • مباد: نباشد (فعل دعایی)
  • بوم و بر: سرزمین، کشور
  • تن: بدن، جسم

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • نباشدباشد
  • زندهمُرده

✍️ نکات املایی

  • مباد
  • بوم و بر
  • فردوسی

✨ آرایه‌های ادبی

  • مبالغه: آرزوی مرگ همه مردم در صورت نبودن ایران، نشان‌دهنده شدت علاقه است.
  • تناسب: ایران، بوم و بر، تن (مراعات نظیر).

دویست سال بود که کوروش، سلسله‌ی هخامنشی را در ایران، بنیان نهاده بود. دویست سال بود که کشور ما نیرومندترین کشور جهان به شمار می‌رفت. تخت جمشید با عظمت و شکوهِ خیره کننده‌اش، مرکز فرمانروایی این سرزمین پهناور بود. در میان این همه شکوه و جلال، ناگاه تاخت و تازی سهمگین از سوی باختر، آغاز گشت. اسکندر که مردی شهرت طلب و جنگجو بود، از سرزمین مقدونیه با لشکری انبوه به سوی کشور ما، ایران، هجوم آورد.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    حدود دو قرن از زمانی که کوروش کبیر پادشاهی قدرتمند هخامنشیان را تأسیس کرده بود می‌گذشت و در این مدت، ایران قوی‌ترین کشور دنیا محسوب می‌شد؛ اما ناگهان اسکندر مقدونی برای کسب شهرت و با لشکری بزرگ از سمت غرب به ایران حمله کرد.

  • معنی ۲

    دویست سال بود که ایران با مرکزیتِ باشکوهِ تخت جمشید، پهناورترین و قدرتمندترین سرزمین جهان بود، تا اینکه آرامش آن با حمله وحشتناک و سنگین اسکندر جنگ‌طلب از کشور مقدونیه برهم خورد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    متن توضیح می‌دهد که پس از دویست سال شکوه و عظمت تمدن هخامنشی و در حالی که تخت جمشید نماد قدرت ایران بود، اسکندر که مردی جاه‌طلب بود، با سپاهی بسیار زیاد از غرب (مقدونیه) به ایران یورش آورد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    نویسنده بیان می‌کند که دوران طلایی و قدرتمند ایران که توسط کوروش ساخته شده بود و تخت جمشید نماد آن بود، با حمله ناگهانی و ترسناک اسکندر و لشکر انبوهش از سمت باختر (غرب) مورد تهدید قرار گرفت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    در حالی که ایران در اوج قدرت و بزرگی بود و تخت جمشید با زیبایی خیره‌کننده‌اش مرکز حکومت بود، اسکندر از مقدونیه برای رسیدن به شهرت، حمله‌ای سخت و بزرگ را علیه ایران آغاز کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • سلسله: پادشاهی، خاندان
  • بنیان نهاده بود: تأسیس کرده بود، پایه گذاری کرده بود
  • به شمار می‌رفت: به حساب می‌آمد، محسوب می‌شد
  • خیره کننده: بسیار جالب و زیبا که چشم را خیره می‌کند
  • پهناور: وسی، گسترده
  • جلال: عظمت، بزرگی
  • تاخت و تاز: حمله و هجوم
  • سهمگین: ترسناک، وحشتناک
  • باختر: غرب
  • شهرت طلب: کسی که دنبال نام و آوازه است
  • انبوه: بسیار، فراوان
  • هجوم: حمله

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • هجوم: مهاجم، تهاجم
  • عظمت: عظیم، اعظم

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • نیرومندضعیف
  • باخترخاور
  • انبوهکم
  • آغازپایان

✍️ نکات املایی

  • هخامنشی
  • بنیان
  • عظمت
  • خیره‌کننده
  • پهناور
  • جلال
  • سهمگین
  • باختر
  • مقدونیه
  • لشکری
  • هجوم

✨ آرایه‌های ادبی

  • تناسب: کوروش، هخامنشی، تخت جمشید، کشور، فرمانروایی.

وقتی که اسکندر آهنگ ایران کرد

هر جا که شهری دید با خاک، یکسان کرد

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    زمانی که اسکندر تصمیم گرفت به ایران حمله کند، چنان بی‌رحمانه پیش می‌رفت که به هر شهری می‌رسید، آنجا را کاملاً ویران و نابود می‌کرد.

  • معنی ۲

    هنگامی که اسکندر قصد تصرف ایران را کرد، در مسیر خود هر آبادی و شهری را که می‌دید، به طور کامل تخریب می‌کرد و با خاک یکسان می‌ساخت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    اسکندر با هدف جنگ به سمت ایران آمد و در این تهاجم، هیچ شهری از خشم او در امان نماند و همه را به تلی از خاک تبدیل کرد (کنایه از نابودی کامل).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    وقتی اسکندر عزم سفر جنگی به ایران کرد، ویرانی بسیاری به بار آورد؛ به طوری که تمام شهرها را خراب کرد و چیزی از آن‌ها باقی نگذاشت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    معنی بیت این است که حمله اسکندر بسیار ویرانگر بود؛ او پس از تصمیم به حمله، هر تمدن و شهری را که سر راهش بود، به طور کامل از بین برد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • آهنگ کردن: قصد کردن، تصمیم گرفتن
  • با خاک یکسان کرد: کنایه از اینکه همه چیز را نابود کرد

✍️ نکات املایی

  • آهنگ
  • یکسان

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «آهنگ کردن» کنایه از تصمیم گرفتن و قصد کردن است.
  • کنایه: «با خاک یکسان کردن» کنایه از نابودی کامل است.

امیدها به یک باره، به نومیدی گرایید. آیا باید به همین سادگی به بیگانگان اجازه دهیم که سرزمین ما را لگدکوب سُمِ اسبان خود کنند؟

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    تمام امیدهای مردم ناگهان تبدیل به ناامیدی شد و مردم با نگرانی از خود می‌پرسیدند: آیا واقعاً باید اجازه بدهیم دشمنان خارجی به راحتی وارد کشور شوند و خاک ما را زیر پای اسب‌هایشان ویران کنند؟

  • معنی ۲

    با دیدن ویرانی‌ها، مردم دلسرد و ناامید شدند؛ اما این سوال مطرح بود که آیا سزاوار است تسلیم شویم و بگذاریم بیگانگان سرزمین مقدس ما را با تجاوز خود (لگدکوب کردن) نابود کنند؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    وضعیت چنان ترسناک بود که امیدها از بین رفت، ولی وجدان بیدار می‌پرسید: آیا درست است که بدون مقاومت بایستیم تا دشمنان خاک ما را تصرف و تحقیر کنند؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    امید مردم به یأس تبدیل شد. نویسنده می‌پرسد: آیا باید دست روی دست بگذاریم تا دشمنان به آسانی کشورمان را اشغال کنند و آن را زیر سم اسب‌هایشان له کنند؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    همه ناامید شده بودند، اما سوال اصلی این بود: آیا غیرت ما اجازه می‌دهد که بیگانگان به راحتی بیایند و سرزمین ما را مورد تاخت و تاز و ویرانی قرار دهند؟

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • گرایید: میل کرد، متمایل شد (تبدیل شد)
  • لگدکوب: پایمال شدن، زیر پا له شدن
  • بیگانگان: خارجی‌ها، دشمنان
  • نومیدی: ناامیدی

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • امیدنومیدی
  • بیگانگانآشنایان/خودمان

✍️ نکات املایی

  • نومیدی
  • گرایید
  • لگدکوب
  • سُمِ

✨ آرایه‌های ادبی

  • تضاد: امید و نومیدی.
  • کنایه: «لگدکوب سم اسبان کردن» کنایه از تجاوز، اشغال و ویران کردن سرزمین است.
  • پرسش انکاری: جمله دوم یک پرسش انکاری است (یعنی نباید اجازه دهیم).

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.