آفتاب، تازه تاریکی شب را کنار زده بود که آریوبرزن، سوار بر اسبی چابک و نیرومند، سپاه خود را از پشت کوه به سوی بلندترین نقطهی آن به پیش راند. اسب سردار با یال فرو ریخته و دم بر افراشته، پیش از اسبهای دیگر، سوار خود را به بالا میکشاند. هر چند گامی که بر میداشت، نفس را به تندی بیرون میداد، سر را بالا میآورد و آشفتگی و بیتابی خود را آشکار میساخت. گویی او نیز از سرانجام ناگوار امّا پُرشکوه سوار خود، آگاه بود.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- نیرومند: نیرو
- آشفتگی: آشفته
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- تاریکی ↔ روشنایی
- ناگوار ↔ گوارا/خوشایند
- نیرومند ↔ ضعیف
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- تشخیص: «آفتاب تاریکی شب را کنار زده بود» (تشخیص).
- تشخیص: نسبت دادن آگاهی و احساس نگرانی به اسب (گویی او نیز آگاه بود).
- تضاد: ناگوار و پرشکوه (تضاد در مفهوم پایان کار).
وقتی آریوبرزن و همراهان به بالای کوه رسیدند، سپاهیان اسکندر، وارد گذرگاه شده بودند. در این زمان، آریوبرزن، بانگ برآورد:
«من، آریوبرزن / فرزند ایرانم / در آخرین سنگر / اینک تنم، جانم»
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- حماسه: سخنان آریوبرزن به صورت شعر و رجزخوانی است.
سپس، فرمان داد تا سربازانش، سنگهای بزرگی را از بالای کوه به پایین بغلتانند. سنگها با قوّت هر چه تمامتر، به پایین کوه میغلتیدند و در میان سپاه اسکندر میافتادند؛ برخی نیز در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر بر میخوردند و خُرد میشدند و با شدّتی حیرتآور در میان مقدونیها فرود میآمدند و گروهی را پس از گروه دیگر، نقش بر زمین میکردند.
اسکندر که تا آن زمان در هیچ جا مانعی این گونه، در برابر سپاهِ عظیمِ خود ندیده بود، غرق اندوه شد. پس فرمان عقب نشینی داد و در حالی که در هر لحظه، تنی چند از سپاهیانش
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- قوت: قوی، اقویا
- عظیم: عظمت، اعظم
- حیرت: متحیر
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- خرد ↔ کلان/بزرگ
- پایین ↔ بالا
- عقبنشینی ↔ پیشروی/حمله
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- کنایه: «نقش بر زمین کردن» کنایه از کشتن است.
- کنایه: «غرق اندوه شدن» کنایه از شدت ناراحتی است.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.