صفحه ۵۹ فارسی پنجم

آفتاب، تازه تاریکی شب را کنار زده بود که آریوبرزن، سوار بر اسبی چابک و نیرومند، سپاه خود را از پشت کوه به سوی بلندترین نقطه‌ی آن به پیش راند. اسب سردار با یال فرو ریخته و دم بر افراشته، پیش از اسب‌های دیگر، سوار خود را به بالا می‌کشاند. هر چند گامی که بر می‌داشت، نفس را به تندی بیرون می‌داد، سر را بالا می‌آورد و آشفتگی و بی‌تابی خود را آشکار می‌ساخت. گویی او نیز از سرانجام ناگوار امّا پُرشکوه سوار خود، آگاه بود.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    درست هنگام طلوع خورشید و سپیده‌دم، آریوبرزن سوار بر اسبی سریع و قوی، سربازانش را به سمت قله کوه هدایت کرد تا بر دشمن مسلط شوند.

  • معنی ۲

    اسب فرمانده که بسیار زیبا و قدرتمند بود، جلوتر از همه حرکت می‌کرد و با نفس‌های تند و حرکاتش، نوعی نگرانی و بی‌قراری را نشان می‌داد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    نویسنده صحنه را طوری توصیف می‌کند که انگار حتی اسب آریوبرزن هم می‌دانست که سوارش قرار است کشته شود (سرانجام ناگوار) اما این مرگ، افتخارآمیز و باعظمت خواهد بود (پرشکوه).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    آریوبرزن در اولین لحظات روشنایی روز، نیروهایش را به بالاترین نقطه کوه برد. اسب او با وجود خستگی و نفس‌نفس زدن، با تمام توان بالا می‌رفت، گویی حس کرده بود که صاحبش در راه هدفی بزرگ جان خواهد داد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    توصیف «یال فروریخته و دم برافراشته» و «آشفتگی اسب» نشان‌دهنده فضای سنگین و پرالتهاب قبل از جنگ است؛ انگار طبیعت و حیوانات هم با سردار دلاور همدردی می‌کنند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • چابک: تند و سریع، چالاک
  • یال: موهای بلند پشت گردن اسب
  • برافراشته: بلند کرده، بالا گرفته
  • آشفتگی: پریشانی، بیقراری
  • بی‌تابی: ناآرامی، صبر نداشتن
  • گویی: انگار، مثل اینکه
  • سرانجام: عاقبت، پایان کار
  • ناگوار: ناپسند، تلخ، بد

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • نیرومند: نیرو
  • آشفتگی: آشفته

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • تاریکیروشنایی
  • ناگوارگوارا/خوشایند
  • نیرومندضعیف

✍️ نکات املایی

  • چابک
  • نیرومند
  • برافراشته
  • آشفتگی
  • بی‌تابی
  • گویی
  • ناگوار
  • پُرشکوه

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشخیص: «آفتاب تاریکی شب را کنار زده بود» (تشخیص).
  • تشخیص: نسبت دادن آگاهی و احساس نگرانی به اسب (گویی او نیز آگاه بود).
  • تضاد: ناگوار و پرشکوه (تضاد در مفهوم پایان کار).

وقتی آریوبرزن و همراهان به بالای کوه رسیدند، سپاهیان اسکندر، وارد گذرگاه شده بودند. در این زمان، آریوبرزن، بانگ برآورد:

«من، آریوبرزن / فرزند ایرانم / در آخرین سنگر / اینک تنم، جانم»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    زمانی که آریوبرزن و سربازانش بر فراز کوه مستقر شدند، لشکر اسکندر به داخل تنگه رسیده بود. در آن لحظه حساس، آریوبرزن با صدایی بلند فریاد زد.

  • معنی ۲

    آریوبرزن با افتخار خود را معرفی کرد: من آریوبرزن هستم، فرزندی از خاک ایران، که اکنون در این آخرین خط دفاعی (سنگر) ایستاده‌ام و جسم و جانم را فدای وطن می‌کنم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    شعر بیانگر اوج ایثار است: آریوبرزن می‌گوید من برای دفاع از میهن، همه وجودم (تن و جان) را به میدان آورده‌ام و تا پای جان می‌جنگم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    فریاد آریوبرزن نشان‌دهنده هویت و هدف اوست؛ او خود را نه فقط یک فرمانده، بلکه «فرزند ایران» می‌داند که وظیفه‌اش دفاع از مادر (وطن) تا آخرین نفس است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    مفهوم کلی: آریوبرزن با دیدن دشمن در کمین‌گاه، با شعری حماسی اعلام آمادگی برای شهادت و دفاع از مرزهای ایران کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • بانگ برآورد: فریاد زد، داد زد
  • سنگر: پناهگاه جنگی، محل دفاع
  • اینک: الان، اکنون

✍️ نکات املایی

  • گذرگاه
  • بانگ
  • سنگر

✨ آرایه‌های ادبی

  • حماسه: سخنان آریوبرزن به صورت شعر و رجزخوانی است.

سپس، فرمان داد تا سربازانش، سنگ‌های بزرگی را از بالای کوه به پایین بغلتانند. سنگ‌ها با قوّت هر چه تمام‌تر، به پایین کوه می‌غلتیدند و در میان سپاه اسکندر می‌افتادند؛ برخی نیز در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر بر می‌خوردند و خُرد می‌شدند و با شدّتی حیرت‌آور در میان مقدونی‌ها فرود می‌آمدند و گروهی را پس از گروه دیگر، نقش بر زمین می‌کردند.

اسکندر که تا آن زمان در هیچ جا مانعی این گونه، در برابر سپاهِ عظیمِ خود ندیده بود، غرق اندوه شد. پس فرمان عقب نشینی داد و در حالی که در هر لحظه، تنی چند از سپاهیانش

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    آریوبرزن دستور حمله داد و سربازان سنگ‌های عظیم را از کوه به پایین هل دادند. این سنگ‌ها با سرعت و قدرت زیاد به میان ارتش اسکندر می‌ریختند.

  • معنی ۲

    برخی سنگ‌ها در مسیر به صخره‌های دیگر می‌خوردند و تکه‌تکه می‌شدند و مثل بارانی از سنگ با شدت عجیب و ترسناکی بر سر سربازان مقدونی می‌باریدند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    نتیجه این حمله غافلگیرکننده این بود که گروه‌گروه از سربازان دشمن کشته می‌شدند و روی زمین می‌افتادند (نقش بر زمین می‌شدند).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    اسکندر که همیشه پیروز بود و تا آن لحظه هیچ‌کس نتوانسته بود این‌طور جلوی ارتش بزرگش را بگیرد، بسیار غمگین و ناامید شد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    اسکندر وقتی دید توان مقابله ندارد و سربازانش یکی‌یکی کشته می‌شوند، با ناامیدی دستور داد ارتش عقب‌نشینی کند و فرار را بر قرار ترجیح داد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۶

    توصیف «شدتی حیرت‌آور» و «خرد شدن سنگ‌ها» صحنه وحشتناک و قدرتمند دفاع ایرانیان را نشان می‌دهد که بدون سلاح پیشرفته، فقط با استفاده از طبیعت (کوه و سنگ) دشمن را شکست دادند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • بغلتانند: لیز دهند، بچرخانند و پایین بیندازند
  • قوت: زور، نیرو
  • خُرد: ریز، تکه تکه
  • حیرت‌آور: تعجب‌آور، شگفت‌انگیز
  • نقش بر زمین کردن: کنایه از کشتن و بر زمین انداختن
  • مانع: سد، چیزی که جلوی راه را می‌گیرد
  • عظیم: بزرگ
  • غرق اندوه: بسیار غمگین
  • عقب نشینی: برگشتن، فرار کردن

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • قوت: قوی، اقویا
  • عظیم: عظمت، اعظم
  • حیرت: متحیر

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • خردکلان/بزرگ
  • پایینبالا
  • عقب‌نشینیپیشروی/حمله

✍️ نکات املایی

  • بغلتانند
  • قوّت
  • می‌غلتیدند
  • برآمدگی
  • حیرت‌آور
  • مقدونی‌ها
  • مانعی
  • عظیم
  • غرق
  • عقب‌نشینی

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «نقش بر زمین کردن» کنایه از کشتن است.
  • کنایه: «غرق اندوه شدن» کنایه از شدت ناراحتی است.

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.