رئیسعلی
در غروب شرجی بندر هَوا دَم کرده بود. رئیسمحمّد داخل حیاط، کنار نخل مشغول خواندن نماز مغرب بود که صدای صلوات در فضای خانه پیچید. سلام نماز را که داد، آرام سرش را برگرداند؛ قابلهی روستا روی سکّوی خانه ایستاده بود، بلند صدا زد: «رئیسمحمّد، مژدگانی بده. نوزاد بهدنیا آمد؛ خدا پسری به شما هدیه کرده است.»
رئیسمحمّد روبه آسمان کرد و سر سجّاده دستهایش را بالا برد و زیرلب دعا خواند و خدا را شکر کرد. سپس برخاست و تا نزدیکی سکّوی اندرونی پیش آمد. قابله، قنداق نوزاد را در دستانش گذاشت و کدخدا در گوش نوزادش اذان گفت. رئیسمحمّد کدخدای دلوار بود.
صبح روز بعد رئیسمحمّد صبحانه را خورد و برای انجام کار کشاورزی، آمادهی رفتن به نخلستان شد. در این لحظه، همسرش از او پرسید: «نام نوزاد را چه بگذاریم؟»
رئیسمحمّد بیدرنگ گفت: «به نام نامی مولای متّقیان، نامش را علی میگذارم.»
علی کودکیاش را در روستا با تماشای موجهای خروشان خلیجفارس و دیدن کشتیهای تجاری، لنجها و قایقهای ماهیگیری گذراند و سختیهای آن سالها را در کنار پدر تجربه کرد.
در جوانی کنار مردان دلوار و همسن و سالهای خود اسبسواری، شنا و تیراندازی را آموخت و طولی نکشید که به خاطر شجاعتش، مردم او را «رئیسعلی» نامیدند. سفرهای دائمی و دیدن سختیهای دریا و تنگدستی مردمان جنوب و مقاومت و پایداری آنها از رئیسعلی، جوانی دلیر، بیباک، مردمدار و دوستداشتنی ساخته بود.
رئیسعلی در مکتبخانه قرآن آموخت تا کتاب خدا چراغ راهش باشد، همچنین خواندن حافظ، شاهنامه و مثنوی کلامش را برای دیگران شنیدنیتر و تأثیرگذارتر کرده بود. او بارها به همراه پدر به
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- تأثیر: اثر، مؤثر
- مقاومت: مقیم، قائم
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- تنگدستی ↔ ثروتمندی
- بیباک ↔ ترسو
- اندرونی ↔ بیرونی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- تشبیه: «کتاب خدا چراغ راهش باشد»: قرآن به چراغی تشبیه شده که راه درست را نشان میدهد.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.