صفحه ۶۱ فارسی پنجم

بر خاک می‌غلتیدند، به جلگه برگشت. در این هنگام، یکی از اسیران جنگی که در سرزمینی یگانه، گرفتار شده بود، به اسکندر پیغام داد که من پیش از این هم به این سرزمین آمده‌ام و از اوضاع این نواحی، آگاهی دارم. راهی را می‌شناسم که سپاه تو را به بالای کوه می‌رساند.

وقتی شب از نیمه گذشت و تاریکی بر همه جا سایه افکند، اسکندر در حالی که قسمتی از سپاه خود را در جلگه باقی گذاشته بود، در راهی که اسیر نشان داده بود، پیشروی کرد.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    در حالی که سربازان اسکندر کشته می‌شدند و روی زمین می‌افتادند، او مجبور شد به دشت (جلگه) پایین کوه برگردد و عقب‌نشینی کند.

  • معنی ۲

    در این شرایط سخت برای اسکندر، خیانتی رخ داد؛ یک اسیر جنگی (که ایرانی نبود اما قبلاً به ایران آمده بود) پیغامی برای اسکندر فرستاد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    آن اسیر ادعا کرد که منطقه را خوب می‌شناسد و راهی مخفی بلد است که می‌تواند ارتش اسکندر را از پشت به بالای کوه، جایی که آریوبرزن بود، برساند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    اسکندر از این خیانت استفاده کرد و نیمه‌شب، وقتی تاریکی همه جا را گرفته بود، بخشی از سپاهش را برای فریب در دشت گذاشت و با بقیه نیروها از راه مخفی به سمت بالای کوه حرکت کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    این بخش داستان نشان می‌دهد که دشمن با قدرت نظامی نتوانست پیروز شود و تنها با استفاده از «خیانت» و «حیله» توانست راه نفوذ را پیدا کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • جلگه: زمین هموار و سبز
  • یگانه: بی‌همتا، واحد (در اینجا شاید منظور غریب است یا سرزمینی خاص)
  • نواحی: منطقه‌ها، جمع ناحیه
  • سایه افکند: پهن شد، همه جا را گرفت

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • اسیر: اسارت
  • آگاهی: آگاه

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • اسیرآزاد
  • تاریکیروشنایی
  • پیشرویعقب‌نشینی

✍️ نکات املایی

  • می‌غلتیدند
  • جلگه
  • یگانه
  • پیغام
  • نواحی
  • آگاهی
  • سایه
  • افکند

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «بر خاک غلتیدن» کنایه از مردن یا زخمی شدن است.
  • کنایه: «تاریکی سایه افکند» کنایه از فرا رسیدن کامل شب است.

آفتاب، هنوز فروغ زرّین خود را بر کوه و جلگه نتابانده بود که سپاهیان آریوبرزن دریافتند که دشمن از هر سو آنان را محاصره کرده است. آیا باید تسلیم شد و چیرگی دشمن را بر خانمان دید و خواری و خفّت را به جان خرید، یا جنگید و خاک وطن را از خون خود گلگون کرد؟

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    هنوز خورشید طلوع نکرده بود و هوا روشن نشده بود که سربازان آریوبرزن متوجه شدند در دام افتاده‌اند و دشمن آن‌ها را از همه طرف محاصره کرده است.

  • معنی ۲

    در این لحظه حساس، یک دو راهی بزرگ وجود داشت: یا باید تسلیم می‌شدند و می‌دیدند که دشمن بر خانه‌ها و خانواده‌هایشان مسلط می‌شود و ذلت را قبول می‌کردند…

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    …یا اینکه مردانه می‌جنگیدند و شهید می‌شدند و خاک وطن را با خون خودشان سرخ می‌کردند. (انتخاب بین مرگِ باعزت و زندگیِ باذلت).

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    عبارت «فروغ زرین» به نور طلایی خورشید اشاره دارد. نویسنده می‌گوید قبل از طلوع صبح، فاجعه رخ داد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    سوال مطرح شده در متن یک پرسش تأمل‌برانگیز است که جوابش برای دلاوران مشخص است: جنگیدن تا پای جان بهتر از قبول کردن خواری و تسلط دشمن است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • فروغ: نور، روشنایی
  • زرین: طلایی
  • دریافتند: فهمیدند
  • محاصره: دورتادور چیزی را گرفتن
  • چیرگی: پیروزی، تسلط
  • خانمان: خانه و زندگی، خانواده
  • خفّت: خواری، پستی، ذلت
  • گلگون: سرخ رنگ (مثل گل)

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • محاصره: حصر
  • خفت: خفیف

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • چیرگیشکست
  • خفتعزت
  • زرینسیمین (نقره‌ای)

✍️ نکات املایی

  • فروغ
  • زرّین
  • نتابانده
  • محاصره
  • چیرگی
  • خانمان
  • خفّت
  • گلگون

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: «فروغ زرین» (نور خورشید به طلا تشبیه شده).
  • کنایه: «خاک وطن را گلگون کرد» کنایه از شهید شدن و ریختن خون است.
  • کنایه: «خفت را به جان خریدن» کنایه از قبول کردن ذلت است.

دلیران ایران، راه دوم را برگزیدند. آنان نه تنها تسلیم نشدند، بلکه آن چنان دلیرانه پیکار کردند که پس از دو هزار و سیصد سال، هنوز خاطره‌ی آن، در یادها باقی است. نبرد دلاوران ایرانی شگفت‌آور بود. حتّی آنان که سلاح نداشتند، به سپاه دشمن حمله ور می‌شدند، دشمن را نابود می‌کردند و خود نیز در راه وطن، فدا می‌شدند. آریوبرزن با شمار اندکی از سپاهیان خود، به سپاه عظیم دشمن، یورش برد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داده بود، توانست حلقه‌ی محاصره‌ی سپاه دشمن را بشکافد. او می‌خواست زودتر از دشمن، خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند.

در این هنگام، آن بخش از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه او را بست.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    سربازان شجاع ایرانی راه شهادت و جنگیدن را انتخاب کردند. آن‌ها تسلیم نشدند و چنان شجاعانه جنگیدند که داستان دلاوری‌شان بعد از ۲۳۰۰ سال هنوز زنده است.

  • معنی ۲

    جنگ آن‌ها عجیب و باورنکردنی بود؛ حتی کسانی که اسلحه نداشتند با دست خالی به دشمن حمله می‌کردند و قبل از شهادت، دشمن را می‌کشتند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    آریوبرزن با تعداد کمی سرباز به ارتش بزرگ اسکندر حمله کرد (یورش برد) و بسیاری از آن‌ها را کشت. او توانست با شجاعت محاصره را بشکند و راهی به بیرون باز کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    هدف آریوبرزن از شکستن محاصره، فرار نبود؛ او می‌خواست سریع‌تر از اسکندر خودش را به پایتخت (تخت جمشید) برساند تا قبل از رسیدن دشمن، از شهر دفاع کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    اما در لحظه آخر، آن قسمت از ارتش اسکندر که در دشت پایین کوه مانده بود، جلوی راه او را بست و مانع رسیدن او به تخت جمشید شد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • برگزیدند: انتخاب کردند
  • پیکار: جنگ، نبرد
  • شگفت‌آور: تعجب‌آور
  • شمار اندک: تعداد کم
  • یورش: حمله
  • حلقه محاصره: دایره‌ای که دشمنان دور آن‌ها کشیده بودند
  • بشکافد: پاره کند، باز کند

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • پیکار: پیکارگر
  • شهید: شاهد، شهادت

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • اندکبسیار/انبوه
  • پیروزیشکست

✍️ نکات املایی

  • برگزیدند
  • پیکار
  • شگفت‌آور
  • سلاح
  • عظیم
  • یورش
  • حلقه‌ی
  • بشکافد

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «به خاک افکند» کنایه از کشتن است.
  • کنایه: «حلقه محاصره را شکافت» کنایه از عبور کردن از بین دشمنان است.

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.