صفحه ۲۰ – بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم

بخوان و بیندیش

هدهد

روزی بود و روزگاری در نزدیکی شهر، هدهدی بود که بسیار باهوش و زیرک بود و در باغی بر درختی لانه داشت و در آن باغ، پیرزنی زندگی می‌کرد و چون پیرزن هر روز ریزه‌های نان، روی بام خانه‌اش می‌ریخت و هدهد می‌خورد با هم آشنا شده بودند و گاهی با هم احوالپرسی می‌کردند.

🔑 واژگان کلیدی

  • هدهد: نام پرنده‌ای است که به آن شانه به سر هم می‌گویند.
  • زیرک: باهوش، زرنگ، تیزهوش.
  • لانه: آشیانه، خانهٔ پرندگان.
  • ریزه‌های نان: تکه‌های کوچک و خرد شدهٔ نان.
  • احوالپرسی: پرسیدن حال یکدیگر.

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • باهوش: هوش

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • باهوشبی‌هوش
  • زیرکپخمه

✍️ نکات املایی

  • هدهد
  • باهوش
  • زیرک
  • پیرزن
  • احوالپرسی

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.