هدهد گفت: «خاطر شما آسوده باشد. من حواسم جمعِ جمع است.»
پیرزن گفت: «امیدوارم این طور باشد.»
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- خاطر: خاطره، خاطرات
✍️ نکات املایی
بعد از باغ بیرون رفت و تا ظهر نیامد. کودکان هم تا نزدیک ظهر آنجا بودند و خسته شدند و دامها و تلهها را جمع کردند و رفتند. هدهد وقتی باغ را خلوت دید، کم کم پایین آمد و به هوای اینکه از دانههایی که کودکان پاشیدهاند استفاده کند، روی زمین نشست و به دنبال دانه گشت. اتفاقاً یکی از بچهها یادش رفته بود توری را که با نخ نازک درست کرده بود، جمع کند و هدهد همچنان که دانه میخورد به آن تله رسید و ناگهان نخها بر دست و پای او محکم شد؛ هر چه کوشش کرد خود را نجات بدهد، نشد که نشد.
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
مرغ زیرک که میرمید از دام
✵با همه زیرکی به دام افتاد
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- کنایه: این بیت کنایه از این است که غرور و اطمینان بیش از حد، حتی افراد باهوش را نیز به دردسر میاندازد.
- تضاد (Paradox): بین «زیرک بودن و از دام رمیدن» با «به دام افتادن» تضاد مفهومی وجود دارد که نشاندهندهٔ نتیجهٔ غیرمنتظره است.
و از ترس و ناراحتی بیهوش شد.
در این موقع پیرزن به خانه برگشت و از هر طرف، بالای درختها و بامها را نگاه کرد. هدهد را ندید تا نزدیک درخت آمد و دید هدهد در دام افتاده است. پیرزن نخهای تور را پاره کرد و هدهد را تکان داد تا به هوش آمد و به او گفت: «دیدی که آخر به طمع دانه، خودت را گرفتار کردی!»
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
هدهد گفت: «بله گرفتار شدم اما این گرفتاری از طمع نبود. قسمت و سرنوشت بود و با سرنوشت هم نمیتوان جنگید. دام را که برای من تنها نگذاشته بودند. اگر هرکس دیگر هم به جای من بود و قسمتش این بود که در دام بیفتد، میافتاد حتی اگر یک کلاغ بود.»
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
پیرزن گفت: «این طور نیست. اول اینکه کلاغ کمتر به دام میافتد. دوم اینکه کلاغ نه زیبا و خوش آواز است که او را در قفس نگاه دارند و نه گوشتش خوراکی است که او را بکشند و بخورند و اگر هم در دام بیفتد او را رها میکنند که برود. دام و تور و تله را همیشه برای مرغهای…
🔑 واژگان کلیدی
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- مقایسه: پیرزن برای روشن شدن موضوع، ویژگیهای هدهد را با کلاغ مقایسه میکند تا دلیل در خطر بودن او را توضیح دهد.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.