درس دهم: کلاس ادبیات
کلاس ساکت ساکت است. معلّم ادبیات، نظام وفا، مشغول خواندن یک شعر فرانسوی است. نیما با کنجکاوی به دهان معلّم چشم دوخته و با تمام وجود در جاذبههای شعر غرق شده است. معلّم، خواندن را تمام میکند و با قدمهای شمرده پشت میزش میرود و مینشیند.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- ادبیات: ادب، ادیب
- جذب: جاذبه، مجذوب
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- ساکت ↔ شلوغ، پرهیاهو
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- تکرار: ساکت ساکت: آرایه تکرار برای تاکید بر سکوت مطلق.
- کنایه: چشم دوختن: کنایه از نگاه کردن متمرکز.
- کنایه: غرق شدن: کنایه از محو و جذب چیزی شدن.
دوست دارد تأثیر شعر را بر شاگردان ببیند. با دقّت همۀ کلاس را از نظر میگذراند و ناگهان نگاهش روی چهرۀ نیما میماند. برقی در عمق چشمهای این نوجوان شهرستانی وجود دارد که همیشه او را به خود جذب میکند امّا این بار آن برق بیشتر به چشم میآید.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- نظر: ناظر، منظور
- جذب: جاذبه
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- کنایه: «برقی در چشم بودن» کنایه از هوشیاری و اشتیاق زیاد است.
– خوب علی جان! مثل اینکه حرفی برای گفتن داری؟
نیما ناگهان به خود میآید. هنوز گیج و غرق زیبایی شعر است. با دستپاچگی میگوید: «ها؟ بله! زیبا بود. گمان کنم شاعر آن ویکتور هوگو باشد!»
– آفرین بر تو پسر باهوش! از کجا فهمیدی؟
نیما با غرور ادامه میدهد: «قبلاً آن را خودم ترجمه کردهام.»
– خوب، که این طور! به هر حال ما همه مشتاقیم ترجمۀ تو را بشنویم.
نیما بر میخیزد و با دستهایی لرزان کاغذی را پیش رویش میگشاید و شروع به خواندن میکند.
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- مشتاق: شوق، اشتیاق
- ترجمه: مترجم
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- دستپاچگی ↔ آرامش
✍️ نکات املایی
✨ آرایههای ادبی
- کنایه: «به خود آمدن» کنایه از هوشیار شدن و متوجه موقعیت شدن.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.