صفحه ۲۰ فارسی هفتم

سال دیگر که به روستا برگشتم، بر روی سبزه ها و کشته های سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخه دست های خویش را به آسمان برافراشته بودند و دعا می کردند و کودکان پرنشاط گل بوته ها و نوجوانان امیدوار ذرت ها در گوش نسیم، آمین می گفتند.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    سال بعد که به روستا بازگشتم، دیدم که سبزه‌ها و گیاهان سیراب شده‌اند، درختان سرسبز باغ و دشت، شاخه‌های خود را مانند دست به سوی آسمان بلند کرده و دعا می‌کنند و جوانه‌های شاداب گل‌ها و ذرت‌ها نیز در گوش باد زمزمه‌کنان، آمین می‌گویند.

  • معنی ۲

    وقتی سال بعد به روستا آمدم، با طبیعتی زنده و سرسبز روبه‌رو شدم؛ درختان شاخه‌هایشان را به‌سان دستانی رو به آسمان بلند کرده و در حال نیایش بودند و گیاهان نورسیده نیز گویی در پاسخ به این نیایش، آمین می‌گفتند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    در بازگشتم به روستا در سال بعد، شاهد طراوت و سرسبزی طبیعت بودم. درختان شاخه‌هایشان را برای دعا به آسمان بلند کرده بودند و جوانه‌های گل و ذرت، که به کودکان و نوجوانان تشبیه شده‌اند، در گوش نسیم آمین می‌گفتند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    سال بعد، طبیعت روستا کاملاً تغییر کرده بود؛ همه جا سرسبز و سیراب بود. درختان در حال دعا بودند و گیاهان جوان‌تر نیز با گفتن آمین، این نیایش را همراهی می‌کردند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    منظره‌ای که سال بعد در روستا دیدم، یک نیایش دسته‌جمعی در طبیعت بود؛ درختان با شاخه‌های برافراشته دعا می‌کردند و بوته‌های نورسیده نیز با گفتن آمین در گوش نسیم، این دعا را تأیید می‌کردند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • سیراب: پرآب، سیر شده از آب
  • برافراشته: بالا برده، بلند کرده
  • پرنشاط: بسیار شاداب
  • آمین: کلمه‌ای که پس از دعا گویند به معنی «اجابت کن»

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • دعا: دعوت، داعی، ادعا

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • سیرابتشنه

✍️ نکات املایی

  • کشته‌های سیراب
  • صحرا
  • شاخه‌دست‌های خویش
  • برافراشته
  • دعا
  • پرنشاط
  • گل‌بوته‌ها
  • ذرّت‌ها
  • گوش نسیم
  • آمین

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: «شاخه دست‌های خویش» (شاخه به دست تشبیه شده) و تشبیه «گل‌بوته‌ها» به کودکان پرنشاط و «ذرت‌ها» به نوجوانان امیدوار.
  • تشخیص: «دعا می‌کردند» (برای درختان)، «گوش نسیم» و «آمین می‌گفتند» (برای گل‌بوته‌ها و ذرت‌ها).
  • مراعات نظیر: بین «درختان»، «سبزه‌ها»، «گل‌بوته‌ها» و «ذرت‌ها» تناسب وجود دارد.

و من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و صحرا را تماشا می کردم و در درخت ها و بوته ها می نگریستم. گویی با هریک از آنان آشنایی دیرینه دارم و با همهٔ ساقه های سرسبز، رفیق و خویشاوندم.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    من با احساس سربلندی، محبت و شادی به باغ و دشت نگاه می‌کردم و به درختان و بوته‌ها چشم دوخته بودم؛ انگار که با هر کدام از آن‌ها یک آشنایی قدیمی داشتم و با تمام ساقه‌های سرسبزشان دوست و فامیل بودم.

  • معنی ۲

    با حس غرور و شادمانی، باغ و صحرای سرسبز را تماشا می‌کردم و چنان با دقت به درختان و بوته‌ها می‌نگریستم که گویی همهٔ آن‌ها دوستان و خویشاوندان قدیمی من هستند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    در حالی که احساس غرور، مهربانی و رضایت داشتم، به تماشای باغ و صحرا ایستادم. احساس می‌کردم با تمام گیاهان آنجا یک ارتباط نزدیک و قدیمی دارم و خودم را رفیق و خویشاوند آن‌ها می‌دانستم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    مشاهدهٔ آن طبیعت سرسبز، حسی از غرور و شادی در من ایجاد می‌کرد. گویی با تمام اجزای آن طبیعت، از درختان گرفته تا ساقه‌ها، یک پیوند دوستی و خویشاوندی عمیق و قدیمی داشتم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    من با افتخار و خوشحالی به باغ و دشت می‌نگریستم و با تک‌تک گیاهان احساس نزدیکی می‌کردم؛ انگار که آن‌ها دوستان قدیمی من بودند و من با آن‌ها خویشاوندی داشتم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • غرور: به خود بالیدن، احساس سربلندی
  • خشنودی: رضایت، شادی
  • دیرینه: قدیمی، کهنه
  • رفیق: دوست، یار
  • خویشاوند: قوم و خویش، فامیل

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • خشنودینارضایتی
  • دیرینهجدید

✍️ نکات املایی

  • غرور
  • مهربانی
  • خشنودی
  • می‌نگریستم
  • دیرینه
  • خویشاوندم

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشخیص: «رفیق و خویشاوند» بودن با ساقه‌های سرسبز، نوعی جان‌بخشی به گیاهان است.
  • مراعات نظیر: بین کلمات «باغ»، «صحرا»، «درخت» و «بوته» تناسب وجود دارد.

این نخستین باری بود که در برابر این همه عظمت و بزرگی و در میان این همه آفرینش خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، بزرگ حس می کردم.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    این اولین بار بود که با دیدن این همه شکوه و بزرگی در آفرینش خداوند، با وجود اینکه هنوز نوجوان بودم، احساس بزرگی و ارزشمندی می‌کردم.

  • معنی ۲

    با اینکه نوجوان بودم، اما وقتی در میان آن همه عظمت و شگفتی‌های خلقت قرار گرفتم، برای اولین بار خودم را بزرگ و مهم احساس کردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    قرار گرفتن در برابر آن همه بزرگی و شگفتی در آفرینش، باعث شد که برای نخستین بار، با وجود سن کم، احساس کنم که من هم موجودی بزرگ و بااهمیت هستم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    تا آن زمان هرگز چنین حسی نداشتم؛ اما دیدن عظمت آفرینش خداوند باعث شد که با وجود نوجوانی، احساس بزرگی به من دست بدهد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    نویسنده می‌گوید این اولین تجربه‌اش بود که مشاهدهٔ بزرگی خلقت، به او که یک نوجوان بود، حس بزرگی و خودباوری بخشید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • عظمت: بزرگی، بزرگواری
  • آفرینش: خلقت، پدید آوردن

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • عظمت: عظیم، اعظم، تعظیم

✍️ نکات املایی

  • نخستین
  • عظمت
  • آفرینش
  • هنوز
  • حس

✨ آرایه‌های ادبی

  • ترادف: کلمات «عظمت» و «بزرگی» هم‌معنی هستند و برای تأکید به کار رفته‌اند.

از صحرا باز می گشتم و نسیم، مانند مادری مهربان و آداب دان که به کودکان خویش، حق شناسی و ادب می آموزد، سرهای نهال های جوان و بوته های نوزاد خویش را به نشانهٔ احترام و وداع با من خم کرده بود.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    در حال بازگشت از دشت بودم و نسیم، همچون یک مادر مهربان و مؤدب که به فرزندانش قدرشناسی و ادب یاد می‌دهد، شاخه‌های نهال‌های جوان و بوته‌های نورسیده را به علامت احترام و خداحافظی با من، خم کرده بود.

  • معنی ۲

    هنگام برگشتن از صحرا، نسیم را دیدم که مانند مادری دانا، به نهال‌ها و بوته‌ها که همچون کودکانش بودند، ادب می‌آموزخت و سر آن‌ها را برای احترام گذاشتن و وداع کردن با من، خم می‌کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    در مسیر بازگشت، نسیم وزیدن گرفت و من آن را به مادری مهربان تشبیه کردم که به فرزندانش (نهال‌ها و بوته‌ها) یاد می‌دهد چگونه برای احترام و خداحافظی، سر خود را خم کنند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    نویسنده در راه بازگشت، وزش نسیم و خم شدن گیاهان را این‌گونه توصیف می‌کند: نسیم مانند مادری مهربان بود که به نهال‌ها و بوته‌های جوان یاد می‌داد تا برای احترام و وداع با من، سرشان را خم کنند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    در بازگشتم از صحرا، نسیم به آرامی می‌وزید و شاخه‌های گیاهان را خم می‌کرد. این صحنه مرا به یاد مادری مهربان انداخت که به کودکانش ادب می‌آموزد و سر آن‌ها را به نشانهٔ احترام و خداحافظی خم می‌کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • آداب‌دان: مؤدب، آگاه به راه و رسم زندگی
  • نهال: درخت جوان
  • وداع: خداحافظی، بدرود

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • ادب: ادیب، تأدیب، مؤدب

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • وداعسلام

✍️ نکات املایی

  • نسیم
  • آداب‌دان
  • کودکان خویش
  • حق‌شناسی
  • نهال‌های جوان
  • بوته‌های نوزاد
  • به نشانهٔ احترام
  • وداع

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: «نسیم، مانند مادری مهربان…» (تشبیه کامل) و تشبیه «نهال‌ها» به جوانان و «بوته‌ها» به نوزادان.
  • تشخیص: «ادب می‌آموزد» (برای نسیم) و «احترام و وداع» کردن نهال‌ها و بوته‌ها.
  • مراعات نظیر: بین کلمات «مادر»، «کودکان»، «جوان» و «نوزاد» تناسب وجود دارد.

و من در آخرین نقطهٔ دید که اندک اندک صحرا از نظرم ناپدید می شد، بار دیگر سرم را برگرداندم و با تکان دادن دست هایم به احساسات خاموش امّا سرشار از پاکی و صفای این طبیعت و سبزه های معصوم پاسخ می گفتم و به خالق آنها می اندیشیدم و این بیت «سعدی» را زمزمه می کردم:

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    و من در دورترین جایی که هنوز صحرا دیده می‌شد و کم‌کم از مقابلم محو می‌شد، دوباره برگشتم و با دست تکان دادن، به احساسات بی‌صدا اما پر از پاکی و صفای طبیعت و سبزه‌های بی‌گناهش پاسخ دادم و در همان حال به آفرینندهٔ آن‌ها فکر می‌کردم و این بیت از سعدی را زیر لب می‌خواندم.

  • معنی ۲

    در لحظه‌ای که صحرا داشت از دید من خارج می‌شد، برای آخرین بار به آن نگاه کردم و با تکان دادن دست، به عواطف پاک و آرام طبیعت و سبزه‌های معصومش جواب دادم. در این هنگام به یاد خالق این زیبایی‌ها افتادم و بیتی از سعدی را زمزمه کردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    در آخرین لحظه‌ای که می‌توانستم صحرا را ببینم، دوباره به آن نگاه کردم و با اشاره دستم، به احساسات خاموش اما پاک طبیعت پاسخ گفتم و در حالی که به آفریدگار آن می‌اندیشیدم، این بیت سعدی را خواندم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    وقتی در حال دور شدن از صحرا بودم، در آخرین نقطه دید، با تکان دادن دست به احساسات پاک و بی‌ریای آن طبیعت و سبزه‌های معصومش پاسخ دادم و همزمان به خداوند، خالق این همه زیبایی فکر می‌کردم و شعر سعدی را زمزمه می‌کردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    در آن نقطه که صحرا آرام‌آرام از جلوی چشمانم محو می‌شد، با تکان دادن دست، به نوعی با احساسات پاک و خاموش طبیعت ارتباط برقرار کردم و به آن پاسخ دادم. این تجربه مرا به فکر خالق این زیبایی‌ها انداخت و باعث شد بیتی از سعدی را زیر لب بخوانم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • معصوم: پاک و بی‌گناه
  • زمزمه: خواندن آرام و زیر لب

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • نقطه: منقوط
  • نظر: نظریه، ناظر، منظر، انتظار

✍️ نکات املایی

  • آخرین نقطهٔ دید
  • ناپدید
  • احساسات خاموش
  • سرشار از پاکی و صفا
  • سبزه‌های معصوم
  • می‌اندیشیدم
  • زمزمه

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشخیص: «احساسات خاموش طبیعت» و «سبزه‌های معصوم» که در آن به طبیعت و سبزه‌ها ویژگی‌های انسانی نسبت داده شده است.

برگ درختان سبز، در نظر هوشیار

هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    از دیدگاه یک انسان آگاه و هوشمند، هر برگ سبز درختان مانند صفحه‌ای از یک کتاب است که می‌توان در آن به شناخت خداوند رسید.

  • معنی ۲

    برای انسان عاقل، هر برگ از درختان سبز، کتابی است که آفریدگار و بزرگی او را معرفی می‌کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    سعدی می‌گوید اگر با دقت و هوشیاری به طبیعت نگاه کنی، حتی یک برگ درخت هم می‌تواند دفتری برای شناخت پروردگار باشد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    هر برگ سبز درخت، در چشم انسان بینا و دانا، مانند یک صفحه از کتاب شناخت خداوند است.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    یک انسان هوشیار با نگریستن به هر برگ درخت، به وجود و عظمت خداوند پی می‌برد و آن را مانند کتابی برای معرفت الهی می‌داند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • هوشیار: آگاه، باهوش
  • ورق: برگ، صفحه
  • معرفت: شناخت
  • کردگار: آفریدگار، خداوند

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • نظر: ناظر، منظر، انتظار
  • معرفت: عارف، تعریف، عرفان

✍️ نکات املایی

  • هوشیار
  • ورقش
  • دفتری
  • معرفت
  • کردگار

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: هر برگ درخت (ورقش) به یک دفتر یا صفحه‌ای از کتاب (دفتری) تشبیه شده است.
  • تناسب: بین کلمات «برگ»، «ورق» و «دفتر» تناسب وجود دارد.

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.