صفحه ۲۸ فارسی هفتم

سر بر آسمان، بلند کرد و فریاد کشید : «الله… الله!» و گردن گرگ را فشرد. نفس داغ گرگ، دست آزاد را می سوزاند. کژال، گریه‌کنان می‌دوید و گاه‌گاه سر بر می‌گرداند و پشت سرش را نگاه می‌کرد تا ببیند چه بر سر جوان مردم آمده.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    آزاد در حالی که خدا را صدا می‌زد، با تمام توان گردن گرگ را فشرد و گرمای نفس گرگ دستش را می‌سوزاند. در همین حال، کژال که برای آوردن کمک می‌دوید، با گریه و نگرانی به پشت سرش نگاه می‌کرد تا از سرنوشت آزاد باخبر شود.

  • معنی ۲

    در اوج نبرد، آزاد با فریاد «الله» گردن گرگ را محکم‌تر فشار داد. کژال که در حال دویدن برای کمک بود، با اضطراب و چشمان گریان، مدام به عقب برمی‌گشت تا ببیند چه بلایی بر سر آن جوان فداکار می‌آید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

صدای گرگ که لحظه‌ای خفه شد، آزاد همۀ توانش رفت. بی‌حال بر زمین افتاد. کژال که صدایی نشنید، ایستاد. اندوهی به وسعت دشت بر دلش گسترده شد. روی گرداند. آزاد و گرگ را افتاده دید: ـ گرگ، جوان مردم را درید!… آه! خاکت بر سر کژال! خاکت بر سر!

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    با قطع شدن صدای گرگ، آزاد از فرط خستگی بی‌حال روی زمین افتاد. کژال با نشنیدن صدایی، ایستاد و با تصور اینکه گرگ، آزاد را کشته است، اندوهی بزرگ وجودش را فرا گرفت و با ناامیدی و شیون، خود را سرزنش کرد.

  • معنی ۲

    وقتی صدای گرگ برای لحظه‌ای قطع شد، آزاد که تمام قدرتش را از دست داده بود، بی‌جان افتاد. کژال با دیدن این صحنه و سکوت ناگهانی، فکر کرد آزاد مرده است و با دلی پر از غم و اندوه، با فریاد «خاک بر سرت کژال» خود را مقصر دانست.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

جیغ‌زنان و مویه‌کنان، راه رفته را برگشت. دشت را یک پارچه صدای نفس‌نفس زدن‌های گرگ و آزاد پر کرده بود. بازوی آزاد، حلقه‌ای تنگ، دور گردن گرگ بسته بود. گرگ خواست چنگ بیندازد و گردنش را آزاد کند، اما تمام وجود آزاد انگار دستهایش شده بود. گرگ نتوانست گردن برهاند. آزاد فریاد می‌کشید و حلقه را کوچک‌تر می‌کرد. گرگ به خرناسه افتاده بود و خرناسه‌اش تکه‌تکه می‌شد. کمی بعد، دست و پایش از تقلا افتاد. آزاد رهایش نکرد. نفس داغ گرگ یک باره سرد شد. دست و پایش از حرکت ماند. آزاد بر زمین افتاد.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال با شیون و زاری به سمت محل حادثه بازگشت و دید که آزاد با تمام وجود و با بازویش گردن گرگ را محکم گرفته و گرگ در حال خفه شدن است. آزاد با فریاد، حلقه را تنگ‌تر کرد تا جایی که گرگ از نفس افتاد و جان داد و پس از آن، آزاد نیز از فرط خستگی روی زمین افتاد.

  • معنی ۲

    کژال در حال ناله و زاری به صحنه نبرد بازگشت و دید که آزاد با بازویش گردن گرگ را گرفته و گرگ در حال جان دادن است. آزاد با آخرین توانش حلقه را فشرد تا گرگ کاملاً از حرکت افتاد و نفسش سرد شد. سپس، آزاد نیز بی‌حال بر زمین افتاد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • تقلا: کوشش، تلاش
  • نفسش سرد شد: کنایه از مردن

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «نفس داغ گرگ یک باره سرد شد» کنایه از مردن گرگ است.

کژال صورت می‌خراشید و زار می‌زد و می‌دوید. آزاد که صدایش را شنید، زمین را کمک گرفت. دستها را ستون کرد و نفس‌زنان برخاست. پیراهنش پاره‌پاره شده بود و از صورت و سینه‌اش خون می‌آمد. کژال به سویش دوید. سرپا که دیدش، به هق‌هق افتاد. آزاد خسته و زخمی، بریده‌بریده گفت: «آرام گیر خواهرکم! طفلت خوب است؟»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال در حال شیون و دویدن بود که آزاد با شنیدن صدایش، به سختی از زمین بلند شد. او که زخمی و خسته بود، با دیدن کژال که از خوشحالی به گریه افتاده بود، با مهربانی او را آرام کرد و حال فرزندش را جویا شد.

  • معنی ۲

    با شنیدن صدای زاری کژال، آزاد با بدنی زخمی و نفس‌زنان از جا برخاست. کژال با دیدن اینکه او زنده است، از خوشحالی به گریه افتاد و آزاد با وجود خستگی و جراحت، با لحنی بریده بریده او را خواهر خطاب کرد و از سلامت کودکش پرسید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • هق‌هق: صدای بریده‌بریده گریه

روناک گریه می‌کرد. کژال آرام نگرفت. آزاد قدم برداشت. کژال قنداقۀ سفید روناک را باز کرد و به آزاد داد تا خون‌هایش را پاک کند.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    با وجود گریه‌ی روناک، کژال همچنان آرام و قرار نداشت. آزاد به سمت او رفت و کژال برای قدردانی و کمک، قنداقه‌ی سفید فرزندش را باز کرد و آن را به آزاد داد تا زخم‌ها و خون‌هایش را با آن پاک کند.

  • معنی ۲

    کژال که از گریه فرزندش بی‌قرار بود، وقتی آزاد به سمتش آمد، قنداقه‌ی نوزادش را به او داد تا به عنوان پارچه‌ای برای پاک کردن خون‌های روی بدنش از آن استفاده کند و به این شکل از او تشکر کند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.