صفحه ۲۷ فارسی هفتم

روناک قرمز شده بود اما هنوز گریه میکرد. امیدی به دل کژال دمید. روناک را بر سینه فشرد. گرگ، خرناسه می‌کشید و دهان باز می‌کرد تا آزاد را بدرد. آزاد با سنگ بر سر گرگ کوبید. گرگ چنگ انداخت و سینۀ او را خراشی عمیق داد. آزاد فریاد کشید. کژال جیغ می‌زد و کمک می‌خواست؛ قروه اما از آنها فاصله داشت. کژال، قدمی پیش گذاشت تا به آزاد کمک کند، اما روناک دوباره ترس در دلش انداخت؛ دخترکش سخت ترسیده بود. کژال کاری نمی‌توانست بکند. گلویش را با فریادی بلندتر خراشید. کسی آن طرفها نبود. دندانهای تیز گرگ صورت و بازوی آزاد را نشانه کرده بود. آزاد، مجال نمی‌داد. دست گرگ را به دندان می‌گرفت و مشت بر چشم‌های او می‌کوبید. آزاد و گرگ روی سنگهای سخت دشت غلتیدند.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال با دیدن گریه‌ی روناک، امیدوار شد و او را در آغوش گرفت. در همین حین، آزاد با گرگ درگیر بود؛ با سنگ به سرش می‌کوبید و گرگ با چنگ و دندان او را زخمی می‌کرد. کژال که بین کمک به آزاد و ترس فرزندش مانده بود، کاری از دستش برنمی‌آمد جز فریاد زدن برای کمکی که نبود. آزاد نیز با شجاعت با گرگ می‌جنگید و با مشت و دندان با او مقابله می‌کرد و هر دو روی زمین سخت غلت می‌زدند.

  • معنی ۲

    در حالی که کژال با دیدن زنده بودن فرزندش امیدوار شده بود، نبرد سختی بین آزاد و گرگ در جریان بود. آزاد با سنگ به گرگ حمله می‌کرد و گرگ نیز او را به شدت زخمی می‌کرد. کژال که از ترس فرزندش توان کمک کردن نداشت، فقط فریاد می‌کشید. آزاد با تمام وجود، با مشت و دندان با گرگ می‌جنگید و هر دو بر روی سنگ‌ها در حال نبرد بودند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • مجال: فرصت
  • خرناسه: صدایی ناهنجار که از گلو یا بینی خارج می‌شود

نفس داغ و تلخ گرگ، راه نفس را بر آزاد بسته بود. کژال باز شوهرش را فریاد زد: «هه‌ژار … هه‌ژار!» کاری از دستش نمی‌آمد. خواست سنگی بردارد و به گرگ حمله کند اما روناک آرام نمی‌گرفت. دست گرگ، لحظه‌ای در دهان آزاد ماند. آزاد دندانها را به هم فشرد. گرگ زوزه کشید، دست از دهان او درآورد و با چشمهای خون‌گرفته‌اش به او زل زد. کژال بیشتر ترسید. قدمی عقب رفت. روناک را سخت در بغل گرفت. تمام تنش ترس شده بود. آزاد غلتید و فریاد کشید. کژال فکر کرد نباید بماند. باید کمک بیاورد. دوید. پابرهنه به سمت آبادی دوید و فریاد کشید و کمک خواست. گرگ، آزاد را به خاک غلتاند و آزاد سر گرگ را عقب کشید و او را برگرداند. بازویش را دور گردنش حلقه کرد. نباید رها می‌کرد. نباید خسته می‌شد. نباید می‌ترسید و رها می‌کرد. خسته نشد و نترسید. هر چه قوه داشت، به ساق و بازویش ریخت.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    در حالی که نفس آزاد از نفس‌های داغ گرگ به شماره افتاده بود، کژال که از ترس فرزندش توان کمک نداشت، با دیدن چشم‌های خونین گرگ وحشت‌زده عقب رفت. او برای آوردن کمک به سمت آبادی دوید، در همین حین، آزاد با تمام وجود و بدون ترس و خستگی، با گرگ درگیر شد و با تمام قدرتش بازویش را دور گردن گرگ حلقه کرد تا او را از پای درآورد.

  • معنی ۲

    نفس آزاد در جدال با گرگ به سختی بالا می‌آمد. کژال که به خاطر ترس روناک نمی‌توانست کاری کند، با دیدن نگاه وحشی گرگ، تصمیم گرفت برای آوردن کمک به سمت روستا بدود. در همین زمان، آزاد با عزمی راسخ و بدون توجه به خستگی و ترس، با تمام توان باقی‌مانده‌اش، به نبرد با گرگ ادامه داد و گردنش را محکم گرفت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.