صفحه ۲۴ و ۲۵ فارسی هفتم

و سنگها و ریگهای اطراف چشمه، زیر گالشهای لاستیکی کژال تکان می خوردند و بیدار می شدند. کژال از بلندی تپّه بالا رفت و بعد، سرازیر شد. نیمۀ راه بود که خشکش زد. برجا ماند. چیزی از پشت صخره بیرون آمد. کژال اوّل خیال کرد که سگ است. سگی از سگهای آبادی که پی گلّه بیرون آمده؛ امّا سگ نبود. صدای زوزه اش، پوست بر تن کژال خراشید. روناک را تنگ به خود فشرد. گرگ آمادۀ خیز بود. تن کژال مثل علفی در باد می لرزید :

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال در حال عبور از تپه‌ای بود که ناگهان با دیدن موجودی که از پشت صخره بیرون آمد، در جای خود میخکوب شد. ابتدا فکر کرد سگ است، اما با شنیدن صدای زوزه و دیدن گرگ، از شدت ترس تمام بدنش به لرزه افتاد و فرزندش را محکم در آغوش گرفت.

  • معنی ۲

    در نیمه راه تپه، کژال با صحنه‌ای وحشتناک روبرو شد و در جای خود ایستاد. حیوانی که ابتدا فکر می‌کرد سگ گله است، با زوزه‌ای که کشید، معلوم شد گرگی آماده‌ی حمله است. ترس تمام وجود کژال را فرا گرفت و تنش مانند علفی در باد لرزید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • ریگ: شن، سنگ‌ریزه
  • گالش: نوعی کفش لاستیکی
  • خشکش زد: کنایه از تعجب کردن، مات و مبهوت شدن
  • پوست بر تن خراشید: کنایه از بسیار ترساندن

✨ آرایه‌های ادبی

  • کنایه: «خشکش زد» کنایه از بی‌حرکت ماندن از شدت ترس و تعجب است.
  • کنایه: «پوست بر تن خراشید» کنایه از ایجاد وحشت و ترس شدید است.
  • تشبیه: لرزیدن تن کژال به لرزیدن «علفی در باد» تشبیه شده است.

ـ روناکم، روناکم. نگاهی به پشت سر انداخت. نباید می‌ماند. به سمت نوک تپه خیز کرد. تپه قد کشیده بود؛ کژال خیال می‌کرد. دوید و دوید و فریاد کشید. شوهرش را به کمک خواست : ـ هه‌ژار … هه‌ژار!

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال با وحشت نام فرزندش را تکرار کرد و برای فرار به سمت بالای تپه شروع به دویدن کرد. از شدت ترس، تپه در نظرش بسیار بلند و تمام‌نشدنی می‌آمد. او در حالی که می‌دوید، با فریاد نام شوهرش «هه‌ژار» را صدا می‌زد و کمک می‌خواست.

  • معنی ۲

    کژال با دیدن خطر، در حالی که نام فرزندش را زمزمه می‌کرد، تصمیم گرفت فرار کند. او به سمت قله‌ی تپه دوید و در این حال، از فرط اضطراب حس می‌کرد تپه بلندتر شده است. او با فریاد شوهرش را برای کمک صدا زد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

هه ژار آن سمت «قروه» بود؛ سر زمین. دشت صدای کژال را به خودش برگرداند. گرگ دستهایش را مثل تیغۀ داس در هوا می چرخاند و به سمت کژال می جهید. کژال هر چه در توان داشت در پاها ریخت… دیگر حتی صدای گریۀ روناک را هم نمی شنید. سنگهای ریز و درشت، راه را بر کژال سخت می کردند. او می دوید اما تپه انگار تیرکی شده بود مستقیم به سوی آسمان.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    در حالی که شوهر کژال دور از آنجا بود، گرگ با پنجه‌هایی مانند داس به سمت او حمله کرد. کژال با تمام توان فرار می‌کرد و از شدت وحشت، دیگر حتی صدای گریه فرزندش را نمی‌شنید. مسیر سنگلاخی و شیب تند تپه که در نظرش مانند یک تیرک بلند تا آسمان بود، فرار را برایش دشوارتر می‌کرد.

  • معنی ۲

    گرگ به کژال حمله کرد و او با تمام قدرت شروع به دویدن کرد. مسیر پر از سنگ و بلندی تپه که به نظرش بی‌پایان می‌رسید، راه فرار را برای او سخت کرده بود و در آن لحظات پر از وحشت، دیگر متوجه گریه‌ی نوزادش هم نبود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

دمی بعد، کژال صدای نفسهای تلخ گرگ را شنید و گرمی نفسش را پشت سرش حس کرد. گرگ دامن کژال را به دندان گرفت. کژال جیغ کشید، زمین خورد و روناک از دستش افتاد. همان‌طور که افتاده بود، لگدی به گرگ زد. گرگ دندانهای تیزش را به کژال نشان داد و حمله‌ور شد. کژال خودش را به طرف روناک کشید.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    لحظه‌ای بعد، کژال که نفس‌های گرگ را پشت سرش حس می‌کرد، توسط گرگ گرفته شد و به زمین افتاد که باعث شد فرزندش روناک از آغوشش رها شود. او با لگد از خود دفاع کرد، اما گرگ با نشان دادن دندان‌هایش دوباره حمله‌ور شد و کژال به سمت فرزندش خزید تا از او محافظت کند.

  • معنی ۲

    گرگ به کژال رسید و با گرفتن دامن او، باعث زمین خوردنش شد و در این حین، روناک از دستانش افتاد. کژال با لگد به گرگ زد، اما گرگ دوباره به او حمله کرد و کژال تلاش کرد خود را به فرزندش برساند.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

ـ روناکم، روناکم! گرگ چنگال به بازوی کژال کشید، خیزی برداشت و قنداقۀ روناک را که از درد و ترس جیغ می کشید، به دندان گرفت. کژال بر پوست گرگ چنگ کشید و فریاد زد: «هه‌ژار… هه‌ژار! خاکم به سر!» گرگ، قنداقه به دهان گرفت و دوید. کژال به دنبال او زمین را خیش می کشید، مویه می کرد و روناک را صدا می زد. خم شد و سنگ برداشت.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    گرگ پس از زخمی کردن بازوی کژال، قنداقه‌ی روناک را که از ترس جیغ می‌کشید به دندان گرفت و فرار کرد. کژال با ناامیدی و در حالی که فریاد می‌زد و ناله می‌کرد، به سختی به دنبال گرگ دوید و برای دفاع، سنگی از روی زمین برداشت.

  • معنی ۲

    در حالی که کژال نام فرزندش را صدا می‌زد، گرگ بازوی او را زخمی کرد و نوزاد وحشت‌زده را به دهان گرفت. کژال با چنگ زدن به گرگ و فریاد «خاکم به سر!» از فرط ناچاری، کشان‌کشان به دنبالش دوید و سنگی برای مقابله پیدا کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • خاکم به سر: کنایه از بدبخت و بیچاره شدن
  • خیش کشیدن: شخم زدن، در اینجا به معنی به سختی و سنگینی حرکت کردن
  • مویه: شیون و زاری، ناله

ـ اگر به روناک بخورد! سنگ را زمین انداخت. زار زد و دوید. صورت خراشید و دوید. گرگ پارۀ تنش را می برد. روناک مثل بره ای، دستهایش را در هوا تکان می داد، گردنش به عقب خم شده بود و صدای نازک گریه اش سنگ های بیابان را می خراشید.

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال از ترس اینکه مبادا سنگ به فرزندش بخورد، آن را انداخت و با گریه و زاری و خراشیدن صورتش از فرط غم، به دنبال گرگ دوید که فرزندش را می‌برد. روناک بیچاره مانند بره‌ای در دهان گرگ دست و پا می‌زد و صدای گریه‌اش دل سنگ‌های بیابان را به درد می‌آ آورد.

  • معنی ۲

    کژال که نگران آسیب رسیدن به روناک بود، سنگ را رها کرد و با ناله و شیون به دویدن ادامه داد. او می‌دید که گرگ فرزند عزیزش را با خود می‌برد، در حالی که نوزاد مانند بره‌ای دست و پا می‌زد و صدای گریه‌اش در بیابان می‌پیچید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • پاره تن: کنایه از فرزند یا عزیز دوست‌داشتنی

✨ آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: دست و پا زدن روناک به بره تشبیه شده است.

کژال به موهایش چنگ زد، لنگۀ گالشش از پایش افتاد. سنگها پایش را کوبیدند. ـ روناک!… روناک! دایه‌هات بمیره، روُله! دشت یک پارچه صدا شده بود و ناله و مویه. باد صدای کژال را غلتاند و با خود برد. «آزاد» سر زمین بود که فریاد کژال را شنید. هراسان ماند: «صدا از کدام طرف می آید؟»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    کژال از فرط ناامیدی به موهایش چنگ زد و با پاهای زخمی و برهنه، در حالی که برای فرزندش مرثیه می‌خواند، می‌دوید. ناله‌های او در دشت پیچید و باد صدایش را به گوش مردی به نام «آزاد» رساند که در آن نزدیکی بود و با ترس به دنبال منبع صدا گشت.

  • معنی ۲

    در اوج درماندگی، کژال با پاهای زخمی و در حالی که برای روناک ناله می‌کرد، می‌دوید. صدای شیون او تمام دشت را پر کرده بود تا اینکه مردی به نام آزاد که در آن حوالی بود، فریادهایش را شنید و با وحشت به دنبال جهت صدا گشت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • دایه: مادر (در گویش محلی)
  • هراسان: ترسان، وحشت‌زده

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.