درس پنجم: رهایی از قفس
روزی بود و روزگاری. در شهری، بازرگان ثروتمندی بود که طوطی زیبا و شیرین زبانی داشت. او هر روز با طوطی، سخن میگفت و از صحبتهایش لذّت میبرد.
بازرگان، روزی تصمیم گرفت به هندوستان سفر کند. او هر بار که به سفری میرفت برای دوستان و غلامانش هدیهای میآورد.
بازرگان، طوطی خود را بسیار دوست میداشت و در این فکر بود که برای او هم سوغاتی گرانبها بیاورد؛ امّا نمیدانست چه بخرد که طوطی را خوشحال کند؛ پس…
🔑 واژگان کلیدی
👨👩👧👦 هم خانواده
- لذیذ: لذت
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- ثروتمند ↔ فقیر
- گران بها ↔ ارزان
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.