بازرگان که دید طوطی شیرینزبان و شکرسخن او از دست رفته است بر سر و سینهزنان، شروع به گریستن کرد؛ امّا وقتی دریافت که دیگر گریه و زاری، فایدهای ندارد، طوطی را از قفس بیرون آورد و از پنجرهی خانه به باغ انداخت؛ ولی طوطی بر زمین نیفتاد، بلکه شروع به پرواز کرد و روی شاخهی درختی نشست.
بازرگان از این کار طوطی، تعجّب کرد؛ امّا طوطی که حالا از بند قفس آزاد شده بود با خوشحالی گفت: «ای خواجه، دوست من در هندوستان با آن کار خود، راه رهایی را به من آموخت.»
بازنویسی شده از کتاب «مثنوی معنوی» مولوی
🔑 واژگان کلیدی
🎭 کلمات متضاد (مخالف)
- رهایی ↔ اسارت
✍️ نکات املایی
درست و نادرست
۱. سوغاتی بازرگان برای طوطی، آزادی از قفس بود.
۲. طوطیها از شنیدن حرفهای بازرگان شادی کردند.
۳. طوطی هندوستان با رفتار و عمل خود به طوطی بازرگان راه رهایی را آموخت.
پرسش و پاسخ بدون پرسش
تا کتون پرسشی ثبت نشده.