صفحه ۴۶ فارسی چهارم

بازرگان که دید طوطی شیرین‌زبان و شکرسخن او از دست رفته است بر سر و سینه‌زنان، شروع به گریستن کرد؛ امّا وقتی دریافت که دیگر گریه و زاری، فایده‌ای ندارد، طوطی را از قفس بیرون آورد و از پنجره‌ی خانه به باغ انداخت؛ ولی طوطی بر زمین نیفتاد، بلکه شروع به پرواز کرد و روی شاخه‌ی درختی نشست.

بازرگان از این کار طوطی، تعجّب کرد؛ امّا طوطی که حالا از بند قفس آزاد شده بود با خوشحالی گفت: «ای خواجه، دوست من در هندوستان با آن کار خود، راه رهایی را به من آموخت.»

بازنویسی شده از کتاب «مثنوی معنوی» مولوی

🔑 واژگان کلیدی

  • شکر سخن: شیرین سخن ، شیرین گفتار
  • گریستن: گریه کردن
  • دریافت: دانست ، فهمید
  • بند: طناب (در اینجا کنایه از اسارت)
  • ماجرا: اتفاق
  • بازگو کردن: سخنی را دوباره گفتن

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • رهاییاسارت

✍️ نکات املایی

  • شکر سخن
  • غصه
  • حکمت
  • قضای روزگار
درست و نادرست
۱. سوغاتی بازرگان برای طوطی، آزادی از قفس بود.

پاسخ ۱

نادرست (بازرگان قصد آزادی نداشت، پیام طوطی هند باعث آزادی شد).

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

پاسخ ۳

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۲. طوطی‌ها از شنیدن حرف‌های بازرگان شادی کردند.

پاسخ ۱

نادرست (آن‌ها ساکت شدند و یکی مرد).

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

پاسخ ۳

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۳. طوطی هندوستان با رفتار و عمل خود به طوطی بازرگان راه رهایی را آموخت.

پاسخ ۱

درست (او با وانمود کردن به مرگ، راه فرار را نشان داد).

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

پاسخ ۳

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.