صفحه ۴۴ فارسی چهارم

گفته‌ی خود پشیمان شد؛ با خود گفت:

🔑 واژگان کلیدی

  • پشیمان: نادم

✍️ نکات املایی

  • پشیمان

این، چرا کردم؟ چرا دادم پیام؟

سوختم بیچاره را زین گفتِ خام!

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    چرا این کار اشتباه را انجام دادم؟ چرا آن پیام را به طوطی‌ها رساندم؟ من با این حرف نسنجیده و بیهوده، آن پرنده بیچاره را به کشتن دادم.

  • معنی ۲

    بازرگان با خود گفت: چرا چنین خطایی کردم و پیغام را دادم؟ با این حرف نپخته، جان آن موجود بی‌گناه را گرفتم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    چرا باعث شدم این اتفاق بیفتد؟ ای کاش دهانم بسته بود. حرف‌های بیهوده من باعث شد جان آن پرنده بیچاره گرفته شود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    من با سخنان نپخته و بی‌فکرم، باعث نابودی آن طوطی بی‌گناه شدم و دلم برایش می‌سوزد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    چرا پیام مرگبار را دادم؟ با این حرف خام و نسنجیده، آتش به جان آن بیچاره زدم و نابودش کردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • خام: بیهوده ، نسنجیده
  • زین: از این

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • خامپخته
  • پرسشپاسخ

✍️ نکات املایی

  • پیام
  • بیچاره
  • خام

او وقتی تجارتش را در هندوستان تمام کرد به سوی سرزمین خود به راه افتاد و به خانه‌ی خویش بازگشت.

🔑 واژگان کلیدی

  • تجارت: بازرگانی

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • بازگشترفت

✍️ نکات املایی

  • تجارت
  • خویش

کرد بازرگان تجارت را تمام

باز آمد سوی منزل، شادکام

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    بازرگان کارهای تجاری و داد و ستدش را به پایان رساند و با خوشحالی و رضایت به خانه‌اش برگشت.

  • معنی ۲

    مرد تاجر پس از اتمام کارهایش، با دلی شاد و موفق به منزل خود بازگشت.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    او پس از پایان تجارت، با موفقیت و کامروا به سوی خانه و کاشانه‌اش آمد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    وقتی تجارتش تمام شد، با لبی خندان و دلی راضی راهی منزل شد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    بازرگان سفر کاری‌اش را تمام کرد و شادمان به خانه رسید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • شادکام: خوشحال

✍️ نکات املایی

  • شادکام

هر غلامی را بیاورد ارمغان

هر کنیزک را بخشید او نشان

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    او برای هر کدام از خدمتکاران مرد (غلام)، سوغاتی آورد و به هر کدام از خدمتکاران زن (کنیزک)، هدیه و نشانه‌ای داد.

  • معنی ۲

    بازرگان برای تمام نوکرانش هدیه خریده بود و به هر کنیزش هم یادگاری و علامتی بخشید.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    او دست خالی برنگشت؛ به هر غلامی یک سوغاتی داد و هر کنیزکی را با هدیه‌ای خوشحال کرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    برای تمام خدمه خانه، چه مرد و چه زن، هدایا و سوغاتی‌های ارزشمندی آورده بود.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    او به وعده‌اش عمل کرد و برای همه غلامان و کنیزانش، تحفه و نشانی از سفر آورد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • کنیزک: خدمتکار ، زنی که برده باشد
  • نشان: علامت ، نشانه

✍️ نکات املایی

  • کنیزک
  • ارمغان

گفت طوطی: «ارمغان بنده کو؟

آنچه گفتی و آنچه دیدی، بازگو!»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    طوطی پرسید: پس سوغاتی من کجاست؟ هر چیزی که گفتی و هر چیزی که دیدی را برایم تعریف کن.

  • معنی ۲

    طوطی گفت: سهم من از سوغاتی چه شد؟ ماجراهایی که دیدی و شنیدی را برایم شرح بده.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    پرنده پرسید: هدیه من کو؟ زود باش تمام دیده‌ها و شنیده‌هایت را برایم بازگو کن.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    طوطی گفت: من هم بنده تو هستم، سوغاتی من چه شد؟ هر خبری داری بگو.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    طوطی با اشتیاق پرسید: سوغات من کجاست؟ هر اتفاقی که افتاده را برایم تعریف کن.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • بازگو کردن: سخنی را دوباره گفتن

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • پرسشپاسخ

✍️ نکات املایی

  • بازگو

بازرگان، سکوت کرد؛ نمی‌دانست چگونه، موضوع مردن آن طوطی را به او بگوید. طوطی که او را ساکت دید، پرسید: «ای خواجه، چه شده؟ به من بگو.» بازرگان با شرمندگی، سرش را بلند کرد و…

🔑 واژگان کلیدی

  • خواجه: بزرگ ، سرور ، تاجر

👨‍👩‍👧‍👦 هم خانواده

  • سکوت: ساکت

🎭 کلمات متضاد (مخالف)

  • سکوتفریاد (مثال)

✍️ نکات املایی

  • موضوع
  • خواجه

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.