صفحه ۴۵ فارسی چهارم

گفت: «گفتم آن شکایت‌های تو

با گروهی طوطیان، همتای تو

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    بازرگان گفت: من گلایه‌ها و درد دل‌های تو را به گروهی از طوطی‌ها که شبیه و مانند تو بودند، گفتم.

  • معنی ۲

    او تعریف کرد: پیام و شکایت تو را به جمعی از طوطی‌ها که هم‌جنس تو بودند رساندم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    گفت: وقتی به آنجا رسیدم، تمام حرف‌ها و شکایاتی که داشتی را برای هم‌نوعانت بازگو کردم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    بازرگان گفت: من پیغام تو را به دسته‌ای از طوطی‌ها که مثل خودت بودند دادم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    او گفت: من امانت‌دار بودم و شکوه تو را به گوش طوطیانی که همتا و شبیه تو بودند رساندم.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • همتا: همانند ، مثل

آن یکی طوطی ز دردِت بوی بُرد

زُهره‌اش بِدرید و لرزید و بِمُرد»

💡 معنی چیه؟

  • معنی ۱

    یکی از آن طوطی‌ها وقتی از غم و درد تو باخبر شد (بوی برد)، از شدت ترس و ناراحتی زهره‌اش ترکید، لرزید و جان داد.

  • معنی ۲

    آن طوطی وقتی فهمید تو چه می‌کشی، چنان ترسید و غمگین شد که قلبش ایستاد و مرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۳

    یکی از آن‌ها با شنیدن ماجرای تو، طاقت نیاورد و از شدت شوک و ترس، لرزید و همانجا مرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۴

    وقتی یکی از طوطی‌ها درد تو را درک کرد، از وحشت و اندوه زهره‌ترک شد و مرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک
  • معنی ۵

    خبر درد و رنج تو باعث شد یکی از آن‌ها از شدت ناراحتی بلرزد و بمیرد.

    برای مشاهده این پاسخ، به اشتراک ویژه نیاز دارید.

    خرید اشتراک

🔑 واژگان کلیدی

  • زهره اش بدرید: ترسید

✍️ نکات املایی

  • زهره

بازرگان وقتی همه چیز را برای طوطی‌اش بازگفت، طوطی لحظه‌ای کوتاه، سر به زیر انداخت و به فکر فرورفت. بازرگان پیش رفت تا او را دلداری دهد که ناگهان دید طوطی‌اش، درست مثل همان طوطی هندوستان، شروع به لرزیدن کرد، لحظه‌ای بعد، افتاد و مُرد.

🔑 واژگان کلیدی

  • دلداری دهد: همدردی کند ، غم خواری کند

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.