صفحه ۵۱ فارسی چهارم

حالا سال‌های سال از این اتّفاق گذشته است. بچّه‌شیر بزرگ شده است و خودش چند تا بچّه دارد؛ امّا هنوز هم نمی‌داند اگر آن روز قدم یازدهم را برمی‌داشت، سرش به میله‌ی قفس نمی‌خورد. هنوز هم نمی‌داند اگر قدم دوازدهم و بعد قدم‌های دیگر را برمی‌داشت، می‌توانست تا کجا برود و چه چیزها ببیند.

این روزها بچّه‌های او هم قدم‌هایشان را می‌شمارند. قفسشان بیشتر از ده قدم نیست. یکی از آنها همیشه سعی می‌کند سرش را از لای میله‌های قفس بیرون بیاورد. شاید او یک روز از قفس بیرون بیاید و ده قدم، یازده قدم، صد قدم و هزار قدم جلو برود. شاید بچّه‌هایش را توی کوه به دنیا بیاورد<p

🔑 واژگان کلیدی

  • اتفاق: رویداد
  • می‌شمارد: حساب می‌کند
  • سعی: تلاش

✍️ نکات املایی

  • اتّفاق
  • می‌شمارد
درک و دریافت
۱. شیر کوچولو برای اینکه سرش به میله‌های قفس نخورد، چه می‌کرد؟

پاسخ ۱

یاد گرفته بود که فقط ده قدم برود و بعد از آن می‌نشست و جلوتر نمی‌رفت.

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۲. چرا شیر کوچولو به قفس برگشت؟

پاسخ ۱

چون بوی غذا را حس کرد و عادت به خوردن غذا در قفس داشت.

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۳. آیا شناختن کوه و آسمان با برداشتن قدم یازدهم ارتباطی داشت؟

پاسخ ۱

بله، قدم یازدهم نماد شکستن ترس و عادت بود. اگر او این قدم را برمی‌داشت، می‌توانست از باغ‌وحش خارج شود و کوه و آسمان واقعی را ببیند.

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۴. اگر به جای شیر کوچولو بودید، چه می‌کردید؟

پاسخ ۱

(پاسخ آزاد) سعی می‌کردم بر ترسم غلبه کنم و قدم یازدهم را بردارم تا دنیای جدیدی را کشف کنم.

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۵. به نظر شما رادیو در هنگام حوادث ناگهانی چه کمکی می‌تواند بکند؟

پاسخ ۱

می‌تواند به مردم اطلاع‌رسانی کند تا مراقب باشند (مثلاً اگر شیر خطرناک بود).

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک
۶. مَثَلی را که در متن داستان قدم یازدهم بود، پیدا کنید و در مورد مفهوم آن در گروه گفت‌وگو کنید.

پاسخ ۱

مَثَل: «دسته گلی به آب دادن».

پاسخ ۲

برای دیدن باید اشتراک ویژه باشه 🙂

خرید اشتراک

برای ثبت پرسش باید وارد حساب کاربری خود شوید. ورود به حساب


پرسش و پاسخ بدون پرسش

تا کتون پرسشی ثبت نشده.